سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٥٦ - مرگ اختيارى
مرگ اختيارى
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ[١].
براساس آموزههاى وحيانى «انسان» عوالمى را در قوس نزول يعنى عالم عقل، مثال و ماده پشت سر گذاشته و از ملكوت عالم به عالم ملك راه يافته است و در «قوس صعود» نيز بايد عوالم ماده، مثال و عقل را طيّ نمايد تا به موطن اصلي و قرارگاه حقيقي خويش راه يابد، لذا انسان در سه عالم قبل از دنيا يا پيشين، عالم دنيا يا پسين و بعد از دنيا يا عالم واپسين داراى حيات متناسب با آن عوالم مىباشد و در هر عالمى داراى «زندگى و مرگ» همسنخ و همگراى با آن عالم است و به تعبيرى ولادت و رحلت دارد و داراى اجل و زمان تعيين شده است كه پس از به سر آمدن آن «اجل مقدّر» رحل اقامت كرده و از آن عالم به عالم ديگر كوچ مىكند و از اين كوچيدن به «مرگ» تعبير شده است، زيرا مرگ مقولهاى «معقول» است نه «محسوس» زيرا انتقال از عالمى به عالم ديگر و شايد يكى از معانى الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ[٢] همين باشد.
لذا مرگ پديدهاى آفريده شده و از نوع «نيستى نسبى» است نه «نيستى نفسى» و
~hr /~[١] - انشقاق، ٦.
[٢] - ملك، ٢.