سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٩٣ - عارفان حقيقى چه مىگويند؟
نمىانگارد زيرا اسلام دين «فطرت و خلقت» است و از «جامعيت و كمال» برخوردار مىباشد لذا بهترين راه سلوك كه راه شناخت نفس چه به روش حصولى و چه به روش حضورى و سپس «تزكيه نفس» و تهذيب روح را فروگذار نكرده است بلكه در آياتى مثل: عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ [١]، يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ [٢] و احاديثى چون: على ٧:
«المعرفة بالنّفس انفع المعرفتين» [٣] يا: «الكيّس من عرف نفسه و اخلص اعماله» [٤] «عرف نفسه تجرد» [٥] و ... راه نفس را نشان داده است تا انسان عارف به خويشتن، دريافتى عميق از ذات و حقيقتش كه همانا فقر وجودى و عين الربط بودن به مبدأ متعالى است بيابد و در شهود نفس به شهود ربّ راه يابد كه فقر و نياز محض متكى به بىنياز صرف و غنىّ مطلق است و از حيث هستىشناسى و معرفتشناسى ممكن نيست چيزى كه عين فقر و نياز است به شهود مقوّم و قيّم خويش راه نيابد كه علامه طباطبايى ; اين راه نفسشناسى و فقريابى را بهترين راه براى «ولايت» و شهود جمال حقّ متعال برشمرده است كه ريشه در اعماق وحى دارد چه اينكه امام هفتم ٧ فرمود: «ليس بينه و بين خلقه حجاب غير خلقه، فقد احتجب بغير حجاب محجوب، و استتر بغير ستر مستور» [٦].
لذا علامه طباطبايى ; فرمود: «تنها راه محبّت و مهر است كه نفس محبّ را به واسطه انجذابى كه به سوى محبوب پيدا مىكند، مجذوب وى نموده و همهچيز حتّى خود را از لوح دل خويش محو كرده و شعور و ادراكش را تنها و تنها به محبوب اختصاص مىدهد. از اينجا روشن است كه معرفت حقيقى حق سبحانه، جز از راه
[١]. مائده، ١٠٥.
[٢]. حشر، ١٨- ١٩.
[٣]. شرح الغرر و الدرر، ج ٢، ص ٢٥.
[٤]. همان، ج ١، ص ٢٩٧.
[٥]. همان، ج ٥، ص ١٧٢.
[٦]. مجلسى، بحار، ج ٣، ص ٢٧.