سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٣٢ - «مراتب ولايت»
ياد شده اشارتى دارد: «.. ذلك التوجه لا يمكن الّا بالمحبة الذاتيه الكامنة فى العبد، و ظهورها لا يكون الا بالاجتناب عما يضادها و يناقضها و هو التقوى عمّا عداها، فالمحبة هى المركب و الزاد التقوى، و هذا الفن موجب لأن يتعين العبد بتعينات حقانية و صفات ربانيّه مرة اخرى و هو البقاء بالحق، فلا يرتفع التعيّن منه مطلقا. و هذا المقام دائرة اتم و اكبر من دائرة النبوة، و لذلك انختمت النبوة، و الولاية دائمة و جعل الولىّ اسما من اسماء اللّه دون النبى ٦.»
ابتداى ولايت، انتهاى سفر اول سلّاك الى اللّه و مسافران به مقام ملأ اعلى به قدم شهود و معرفت مىباشد كه سالك در اول شروع به سفر الى اللّه و ملكوت اعلى، منغمر در رؤيت كثرت است. بعد از طىّ مراتب، ابتداى ولايت انتهاى سفر است كه بعد از طىّ مراتب سلوك به سر منزل وحدت مىرسد و به تدريج محو و منغمر در وحدت وجود و احديت مطلقه شده به نحوى كه از مشاهده كثرت غفلت دارد. حبّ و عشق ماسوى اللّه از قلب او زائل شده و از مظاهر معرض و گريزان است و به عالم وحدت تعشّق مىورزد و از حجب ظلمانى و نورانى عبور كرده و بواسطه اجتناب از رذائل و اكتساب فضائل از منزل تخليه به منازل تجليه و طلوع شمس وحدت در قلب صاف سالك به مقام فناء در توحيد رسيده است و ديگر سالك و سلك و شاهد و شهود محو و فانى مىگردد.[١] به تعبير علامه جوادى آملى: «... وقتى سالك به مقام فنا بار مىيابد، فانى در شهود ذات اقدس خداوند است و بس. نه تنها خود را نمىبيند، بلكه توحيد و فناى خود را هم نمىبيند و فقط «اللّه» و هويت مطلقه الهى را بدون اكتناه مىبيند و مىگويد: «لا هو الّا هو» كه هركدام از اذكار معهود و معروف، نشانه مرتبهاى از مراتب سالكان كوى توحيد است ... البته ممكن است حالت «صحو بعد از محو» نصيب سالك شود و او بعد از رسيدن به آن مقام با ديد وحدت، دوباره به كثرت
~hr /~[١] - ر. ك: آشتيانى، جلال الدين، شرح مقدمه قيصرى، ص ٨٧١- ٨٧٢.