رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٥٩ - اصل سوم وجوب نماز
است، اگر از او مقبول شد ساير اعمالش مقبول است، و اگر بر او مردود شد، جميع طاعات بر او مردود است.
رابع: از طريق كلينى و من لا يحضره الفقيه و ساير اصول حديث، قال رسول اللّه ٦:
«الصلاة ميزان، فمن وفّى استوفى»[١]؛ نماز ترازوى دين و مكيال سعادت است، كه جميع طاعات و حسنات با آن سنجيده مىشود. پس هركس حق آن ترازو ادا نمايد و شاهين و كفتين و خيوط، يعنى اركان و واجبات و وظائف آن[٢] را چنانچه بايد، قائم و مستقيم دارد، استيفاى سعادت دنيا و آخرت كرده باشد.
خامس: حديث مشهور از اهل بيت نبوّت و عصمت- صلوات اللّه و تسليماته عليهم- كه صدوق- رضوان اللّه تعالى عليه- در كتاب من لا يحضره الفقيه مرسلًا، روايت كرده است، و مراسيل كتاب فقيه در حكم مسانيد صحاح است نزد اصحاب- نوّر اللّه تعالى مضاجعهم[٣]- و شيخ الطائفة أبو جعفر الطوسي- قدّس اللّه نفسه- در كتاب تهذيب الأحكام، به طريق مسند حسن، بلكه صحيح- على الاصح- از حمّاد بن عيسى روايت كرده عن الامام الصادق أبي عبد اللّه جعفر بن محمد (ع)، انّه قال: «الصلاة لها أربعة آلاف حدّ»[٤]؛ يعنى هريك نماز فريضه چهار هزار حد دارد، از واجبات و مستحبات و وظائف و آداب.
و مثل آن است حديث معمول به، معوّل[٥] عليه مشهور، از ائمه طاهرين
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ١٣٤، باب فضل الصلاة، ح ٦٢٣؛ الكافي، ج ٣، ص ٢٦٦، باب فضل الصلاة، ح ١٣.
[٢]. در« ص» و« ب»: او را.
[٣]. رجوع كنيد به تعليقه شيخ بهايى بر من لا يحضره الفقيه، ص ١٢.
[٤]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ١٢٤، ابواب الصلاة و حدودها، ح ٥٩٩؛ تهذيب الأحكام، ج ٢، ص ٢٤٢، ح ٢٥.
[٥]. در« الف» و« ص»: معقول عليه. و در« ج»: معمول عليه.