رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٨٦ - فصل
به نزديكان پدرى تعلّق مىگيرد[١].
[١]. از آنجا كه فرزندان كلاله، جانشين كلاله بوده و حكم آنان را دارند خوب است ابتدا حكم كلاله را ذكر كرده، سپس حكم فرزندان كلاله را بيان كنيم؛ درباره كلاله- به ترتيب كلاله پدرى و مادرى؛ كلاله پدرى؛ و كلاله مادرى- فروع زير مطرح است:
١. اگر برادر پدرى و مادرى تنها باشد همه مال را به قرابت ارث مىبرد.
٢. اگر دو يا چند برادر پدرى و مادرى وجود داشته باشند مال را مساوى تقسيم مىكنند.
٣. اگر در كنار يك يا چند برادر پدرى و مادرى، يك يا چند خواهر پدرى و مادرى وجود داشته باشد بر اساس آيه« لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» ارث را تقسيم مىكنند.
٤. اگر يك خواهر پدرى و مادرى وجود داشته باشد ٢ به فرض و بقيّه به قرابت به وى ردّ مىشود.
٥. اگر دو يا چند خواهر پدرى و مادرى وجود داشته باشد ٣ به فرض و بقيّه به قرابت به وى ردّ مىشود.
٦. كلاله پدرى در صورت نبود كلاله پدرى و مادرى به جاى او مىنشيند و حكم كلاله أبى در حالت انفراد و اجتماع بسان كلاله پدرى و مادرى است. و با وجود كلاله پدرى و مادرى هر چند مؤنث باشد كلاله پدرى هر چند مذكر باشد ارث نمىبرد؛ زيرا در كلاله پدرى و مادرى دو سبب وجود دارد و لذا به ميت نزديكتر است و بر اساس آيه« أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ» بر كلاله پدرى مقدم است.
آنچه تا به حال ذكر شد درباره كلاله پدرى و مادرى و كلاله پدرى اعمّ از مذكّر و مؤنّث بود و دو فرع بعدى درباره كلاله امى است.
٧. اگر يك كلاله مادرى- چه مذكر باشد چه مؤنث؛ يعنى چه برادر ميت باشد و چه خواهر ميت- وجود داشته باشد ٦ به فرض و بقيّه را به ردّ ارث مىبرد.
٨. اگر دو كلاله مادرى يا بيشتر- چه همه مذكر باشند و چه همه مؤنث و چه برخى مؤنث و برخى مذكّر- وجود داشته باشند ٣ را به فرض به طور مساوى تقسيم مىكنند و بقيه را به ردّ مىبرند.
همان گونه كه مشاهده مىشود در كلاله مادرى بر خلاف كلاله پدرى و مادرى و كلاله پدرى، ميان مذكر و مؤنث تفاوتى نيست و تنها چيزى كه مؤثّر است وحدت و تعدّد مىباشد.
٩. اگر خواهران و برادران متفرّق باشند؛ يعنى برخى مادرى و برخى پدرى و مادرى ارث ميان آنها به صورت زير تقسيم مىشود:
كلاله مادرى:
١. اگر يك نفر باشد ٦ به فرض مىبرد.
٢. اگر بيشتر باشند ٣ به فرض مىبرند و ميان آنها به طور مساوى- بدون تفاوت ميان مذكّر و مؤنث تقسيم مىشود.
كلاله پدرى و مادرى:
١. اگر تنها يك مؤنث باشد( ٦/) ٢ مىبرد به فرض، و بقيه( ٦ يا ٦) را به ردّ مىبرد.
٢. اگر دو مؤنث يا بيشتر باشد ٣ به فرض مىبرند، و اگر چيزى اضافه بماند( مثل اينكه با يك كلاله مادرى جمع شده باشند كه يكى اضافه مىآيد) به آنها ردّ مىشود.
٣. اگر مذكر باشند فرض قرآنى ندارند و لذا باقيمانده از كلاله مادرى( كه ٦ يا ٣ است) ميان آنها به طور مساوى تقسيم مىشود.
٤. اگر مذكر و مؤنث هر دو باشند باز هم سهم قرآنى ندارند و باقيمانده از كلاله مادرى(/ ٦ يا ٣) را بر اساس قانون« لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» تقسيم مىكنند.
١٠. نقص بر كلاله پدرى و مادرى يا پدرى وارد مىشود ولى به كلاله مادرى وارد نمىشود و كلاله مادرى هرگز از سهم قرآنى كمتر نمىگيرند به خلاف كلاله پدرى و مادرى يا پدرى كه حتّى اگر سهم قرآنى داشته باشند- مثل يك خواهر كه ٢ مىبرد و دو خواهر به بالا كه ٣ مىبرند- بر آنها نقص وارد مىشود؛ بسان اينكه شخصى مرده باشد و از وى شوهر و كلاله پدرى و مادرى يا پدرى و كلاله مادرى به جا مانده باشد در اين فرض ابتدا سهم قرآنى شوهر و كلاله مادرى كه به ترتيب ٢ و ٣ يا ٦ است داده مىشود و آنچه اضافه مىآيد به كلاله پدرى و مادرى داده مىشود هر چند يك خواهر يا دو خواهر به بالا باشند كه سهم قرآنى آنها در غير اين فرض به ترتيب ٢ و ٣ است، و در صورت نبود كلاله پدرى و مادرى مقدار زايد به كلاله پدرى داده مىشود هر چند يك خواهر يا دو خواهر باشد.
مثال ديگر: شخصى مرده و از وى يك كلاله مادرى- خواهر يا برادر- و يك خواهر پدرى و مادرى ياپدرى به جا مانده است. در اين جا ٢(/ ٦) به شوهر و ٦ به كلاله مادرى تعلّق مىگيرد و ٦ باقيمانده به خواهر مىرسد با اينكه فرض قرآنى وى ٢ است و در اين مثال ٦ به وى نقص وارد شده است.
ليكن اگر در فرض اجتماع كلاله پدرى و مادرى چيزى زياد بيايد مقدار زايد به كلاله پدرى و مادرى داده مىشود نه مادرى.
مثال: يك كلاله مادرى- برادر مثلاً- با خواهر پدرى و مادرى جمع شده باشد؛ در اين صورت به خواهر پدرى و مادرى ٢(/ ٦) و به كلاله مادرى ٦ مىرسد، و ٦(/ ٣) باقيمانده تنها بهخواهر پدرى و مادرى ردّ مىشود.
و در اينكه اگر كلاله مادرى با كلاله پدرى جمع شده باشد باز هم مقدار زايد به كلاله پدرى اختصاص پيدا مىكند يا به هر دو ردّ مىشود اختلاف است.
آنچه تا كنون ذكر شد بحث اخوه( برادران و خواهران ميت يا كلاله) بود و از اين پس بحث اولاد اخوه يا اولاد كلاله مطرح مىشود:
اولاد خواهران و برادران چه پدرى و چه مادرى، چه پدرى و چه مادرى، جانشين پدران و مادران خود مىشوند و نصيب« من يتقرب به» را ارث مىبرند؛ لذا اگر يك نفر باشد همه مال را ارث مىبرد. و اگر متعدد باشند و همه مذكّر يا مؤنث باشند آن نصيب را ميان خود به طور مساوى تقسيم مىكنند، و اگر مذكر و مؤنث اجتماع كرده باشند در اين صورت اگر اولاد خواهران يا برادران پدرى و مادرى يا پدرى باشند بر اساس آيه« لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» مال را تقسيم مىكنند. و اگر اولاد خواهران يا برادرانمادرى باشند مال را به طور مساوى تقسيم مىكنند و تفاوتى ندارد كه اولاد يك برادر باشند يا اولاد يك خواهر يا اولاد خواهران و برادران متعدّد باشند با توجه به اين مطالب در مورد اولاد كلاله، فروعات زير مطرح است:
١. اولاد برادر پدرى و مادرى يا پدرى چه مذكر باشند چه مؤنث و چه متفرّق، اگر در كنارشان اولاد برادر امّى نباشد همه مال را مىبرند و اگر در كنارشان اولاد برادر مادرى باشد باقى بعد از فرض به اولاد كلاله پدرى و مادرى يا پدرى داده مىشود؛ زيرا اينها نيز بسان پدر خود سهم قرآنى ندارند.
٢. اولاد خواهر پدرى و مادرى يا پدرى تنها ٢ را كه سهم مادرشان باشد ارث مىبرند؛ مگر در رتبه آنها شخص ديگرى نباشد كه در اين نصف ديگر نيز به آنها ردّ مىشود. و اگر با آنها( اولاد خواهر پدرى و مادرى يا پدرى) اولاد برادر مادرى يا اولاد برادران مادرى وجود داشته باشد ٦( اگر متقرّب به مادر يك نفر باشد) يا ٦( اگر متقرب به مادر متعدد باشد) به اولاد خواهر پدرى و مادرى داده مىشود و به اولاد كلاله مادرى على الأصحّ چيزى رد نمىشود.
٣. اولاد دو يا چند خواهر پدرى و مادرى يا پدرى، ٣ به فرض و بقيّه را به ردّ ارث مىبرند.
٤. اگر اولاد كلاله پدرى و مادرى نباشد اولاد كلاله پدرى جانشين وى مىشوند و أحدى از متقرّبين به پدر با وجود متقرّبين به پدرى و مادرى ارث نمىبرند.
٥. اولاد برادر يا خواهر مادرى به طور مساوى ٦ ارث مىبرند هر چند متعدد باشند و از حيث مذكر و مؤنث بودن تفاوت داشته باشند.
٦. اولاد دو كلاله امى( چه دو كلاله مذكر باشند، چه مؤنث و چه متفرّق) ٣(/ ٦) مىبرند و هرگروهى نصيب« مَن يتقرّب به» را مىبرد، و در صورت تعدّد ميان خود به طور مساوى تقسيم مىكنند؛ مثلاً اگر ميت يك خواهر و يك برادر داشته باشد سهم آنها ٣(/ ٦) است كه ٦ به اولاد برادر تعلّق مىگيرد هر چند يك نفر باشد و ٦ هم به اولاد خواهر داده مىشود هر چند صد نفر باشند، و بر عكس.
مثال ديگر: اگر پسر دختر برادر پدرى و مادرى يا پدرى، با دختر پسر برادر پدرى و مادرى يا پدرى جمع شوند:
الف) اگر يك برادر باشد مؤنث دو برابر مذكر مىبرد؛ زيرا دختر به واسطه پسر برادر كه مذكر است به ميت تقرب پيدا مىكند و پسر به واسطه دختر برادر كه مؤنث است به ميت تقرب پيدا مىكند و مذكر دو برابر مؤنث مىگيرد؛ لذا ٣ كه سهم پسر برادر است به دختر وى داده مىشود و ٣ كه سهم دختر برادر است به پسر وى تعلّق مىگيرد.
ب) اگر برادر متعدّد باشد مال ميان آن دو تنصيف مىشود؛ زيرا به هر يك از پسر دختر برادر اول و دختر پسر برادر دوم نصيب يكى از دو برادر تعلق مىگيرد.
مثال ديگر: اگر از ميت پسر دختر برادر پدرى يا پدرى و مادرى، و دختر دختر برادر پدرى يا پدرى ومادرى به جامانده باشد:
الف) اگر مادر آن دو يكى باشد( يعنى اين پسر و دختر هر دو از يك دختر برادر باشند) بر اساس قانون« لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» مال را تقسيم مىكنند.
ب) اگر مادر آن دو متفاوت باشد به طور مساوى تقسيم مىكنند.
٧. اگر اولاد كلالات سه گانه اجتماع كنند:
الف) اولاد كلاله مادرى ٣ مىبرند اگر« من تقرّبوا به» متعدّد باشد؛ يعنى همه فرزندان موجود از يك خواهر يا يك برادر ميت نباشند.
و اگر« من تقرّبوا به» يكى باشد ٦ به اولاد او داده مىشود.
ب) اولاد كلاله پدرى و مادرى:
١. در صورت تعدّد كلاله امّى( كه ٣ ارث مىبردند) ٣ ارث مىبرند حال يا به فرض( اگر كلاله پدرى و مادرى دو مؤنث يا بيشتر باشند) و يا به قرابت( اگر كلاله پدرى و مادرى مذكر باشد يا مذكر و مؤنث هر دو باشند كه در اين صورت سهم قرآنى ندارند و به قرابت ارث مىبرند) و يا به فرض و قرابت هر دو( اگر كلاله پدرى ومادرى تنها يك مؤنث باشد كه ٢(/ ٦) به فرض مىبرد و ٣(/ ٦) نيز به كلاله مادرى متعدد مىرسد و ٦ باقيمانده نيز به كلاله پدرى و مادرى به قرابت ردّ مىشود).
٢. در صورت وحدت كلاله مادرى باقيمانده سهم كلاله مادرى كه ٦ بود به كلاله پدرى و مادرى مىرسد حال يا به قرابت و يا به قرابت به فرض هر دو( به بيانى كه در صورت يك گذشت و در اين صورت« فرض» تنها ذكر نشد چون حتماً زياد مىآيد و مقدار زايد به قرابت برگردانده مىشود).
ج) اولاد كلاله پدرى به خاطر وجود اولاد كلاله پدرى ومادرى ساقط مىشوند مثل خود« من تقرّبوا به» كه با وجود كلاله پدرى و مادرى به كلاله پدرى ارث نمىرسيد. ر. ك: جواهر، ج ٣٩، ص ١٤٧- ١٧٢.
قابل توجه است كه در متن رساله عبارت« من نصيب الجماعة أو ممّا يصيبهم» آمده كه چون معناى آن روشن نبود ترجمه نشد.