رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٦٢ - باب دوم در بيان كيفيت تضمن آيات سوره منافقين بر مذمت تاركين جمعه
است؛ به جهت آن كه:
در آيه اولى: اشعار به توحيد است،
و در ثانيه: به رسالت و امامت و هدايت،
و در ثالثه: تأييد شريعت و استمرار و دوام آن،
و در رابعه: به اختلاف مراتب انسان به زيادتى بعضى بر بعضى و مراتب علم و فضل بعضى بر ديگر، پس شبهه كفار به آن كه حقيقت افراد يكى و او نسبت به افراد متّحد و مساوى است، پس تفضيل بعضى بر بعضى ممتنع است، مدفوع است به آن كه اين در صورتى است كه ما خداى تعالى را فاعل مُوجَب دانيم[١] و اين غلط است؛ بلكه فاعل مختار است و به هر كه مىخواهد فضل خود را مىدهد،
و در خامسه: به آن كه عمل به فروع شريعت از لوازم ايمان است،
و در سادسه: به آن كه از لوازم ايمان ترك استكبار از قبول حق و عمل به آنست،
و در هفتم: به آن كه گناهان مانع ولايت حق مىشود. پس لازم است او را رفع گناهان،
و در هشتم: اقرار به معاد و حساب و ميزان اعمال و بهشت از براى مطيعين و جهنم از براى عاصين.
همچنين در سوره منافقين در ضمن هشت آيه اشاره مىفرمايد به علامات منافقين:
اوّل: آن كه در زبان اگر تصديق حق و اهل حق مىنمايد، ليكن در باطن كاذباند.
دوم: آن كه قسم دروغ بسيار مىخورند، و مردمان را از راه خدا باز مىدارند، و از آن جمله است سعى به ذكر خداى تعالى به مساجد و عبادت، و شنيدن سخن حق و موعظه.
[١].« فاعل موجَب» فاعلى را گويند كه از خود هيچ اراده و اختيارى نداشته باشد و در كار و اثر بخشيدن مجبور باشد؛ مانند آتش در سوزاندن و خورشيد در نور افشانى.