رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٦١ - باب دوم در بيان كيفيت تضمن آيات سوره منافقين بر مذمت تاركين جمعه
كه خود را اعزّ و اغلب دانند و در صدد اذلال و اهانت و اخراج و منع فاعلين جمعه باشند، در معنى، در صفت منافقين داخلاند، لازم نيست كه ايشان منافقين زمان رسول اللّه ٦ يا مثل ايشان باشند؛ به جهت آن كه ايشان در باطن معتقد [به] رسالت نبودهاند و تاركين جمعه- بحمداللّه تعالى- معتقد هستند، پس اگر در بعضى صفات مشاركت داشته باشند بايد متنبّه شوند و بدانند كه اين صفات منافقين است و از آن توبه كنند؛ چنان كه در حديث وارد شده است كه: «هر كه غش كند با مسلمانان- يعنى در مقام فريب دادن ايشان باشد- با يهود محشور شود.»[١] و از اين جا لازم نمىآيد كه مسلمانى كه يك بار فريب دهد مسلمانى را، در جهنم با يهود در يك مرتبه باشد، بلكه مراد اينست كه اين صفت اغلب يهود است و نبايد مسلمان با ايشان در صفات ذميمه شريك باشند.
و چون در اين سوره صفات منافقين در ضمن هشت آيه مذكور شد و تنبيه فرمود كه اين صفات، صفات منافقين است و مؤمن از اينها بايد مبرّا باشد و هر كه از اين صفات خود را پاك ساخت داخل در مؤمن خواهد بود و صلاحيت نداى خوش اداى تعالى خواهد داشت به «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» و به جان اجابت مىفرمايد و به زبان «لبّيك» مىگويد و به دل و اعضاء و جوارح، سعى و به مقتضاى او عمل مىنمايد.
بدانكه چون در سوره جمعه در ضمن هشت آيه اشعار نمود به اصول ايمان و غير آن، كه همه به منزله مقدماتاند از براى سعى به ذكر خداى تعالى- كه فريضه جمعه است- كه هر كه معتقد شود به آنها اجابت نداى خوش اداى حق- عزّ شأنه- مىنمايد، لهذا مترتّب ساخت بر آن، آيه نهم: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» كه به منزله نتيجه مقدمات مزبوره
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٤. عبارت حديث اين است:« و من غش مسلماً في شراء أو بيع فليس منّا و يحشر يوم القيامة مع اليهود؛ لأنّهم اغشّ الخلق للمسلمين.»