رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٥٩ - باب دوم در بيان كيفيت تضمن آيات سوره منافقين بر مذمت تاركين جمعه
اشعار است به آن كه جماعت مذكوره فاسقاند، و گناهان ايشان آمرزيده نمىشود مادامى كه توبه نكنند، پس شهادت ايشان مسموع نباشد و نماز جماعت با ايشان نبايد كرد و مال يتيم به تصرّف و ضبط ايشان نتوان داد و امثال اينها، و توبه ايشان اينست كه به جماعت مساجد و جمعه حاضر شوند و ديگران را از خانه و راه خدا [ى] تعالى برنگردانند و استكبار نكنند از قبول حق.
اگر گويند: بنابر آنچه در آيه مىفرمايد، دليل است بر آن كه شرط است رفتن به نزد پيغمبر ٦ يا نايب آن- كه اميرالمؤمنين است- كه قائم مقام او است، و همچنين شرط است استغفار آن حضرت و در زمان غيبت كه به خدمت ايشان رسيدن ممكن نيست، ساقط باشد.
جواب: آنكه علماء قائم مقام امام، و امام قائم مقام رسول اللّه است؛ به جهت آن كه در احاديث بسيار وارد شده است كه: «كسى كه قدرى از احاديث ما داند نايب ما است.»[١] و حكم به نيابت مطلق است، پس شامل جمعه بوده باشد.
ديگر: شما نيز قائل هستيد كه ضبط مال ايتام و قضاء بين الناس و امثال آن منصب امام (ع) است و مع هذا بر علماء واجب مىدانيد قيام به اين امور، و دليلى بر اخراج جمعه از اين امور نيست.
و ديگر: اگر خطاب «أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ» و امثال آن، خصوص حضرت [را] اراده مىكند، لازم مىآيد كه حضرت اميرالمؤمنين و ساير ائمه طاهرين و جميع مأذونين، به اعتقاد شما داخل نباشند و هيچ كس قائل به اين نيست و چون ايشان داخلاند جزماً، معلوم مى شود كه خصوصيت مقصود نيست؛ [چون] اگر خصوصيت مقصود بُوَد، منافى احاديث بسيار بود كه مفيد عموم است.
[١]. ر. ك: تهذيب الاحكام، ج ٦، ص ٢١٨، ح ٥١٤.