رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٣١٥ - اما وظائف تخلى
سيم: حين الجلوس در وقت انفصال براز: «اللّهم أطعمني طيّباً في عافية و أخرجه مني خبيثاً في عافية».
و صدوق- رضوان اللّه تعالى عليه- در فقيه روايت كرده كه رسول ٦ به اين طريق مىگفته است: «اللهمّ كما اطعمتنيه طيّباً في عافية فأخرجه منّي خبيثاً في عافية»[١].
چهارم: وقتى كه نظر بر براز افتد: «اللهمّ ارزقني الحلال و جنّبني الحرام»[٢].
پنجم: هنگام ديدن آب[٣]: «الحمد للّه الذي جعل الماء طهوراً و لم يجعله نجساً».
ششم: در وقت استنجاء: «اللهمّ حصّن فرجي و استُر عورتي و حرّمهما[٤] على النار و وفّقني لما يقرّبني منك يا ذا الجلال و الاكرام».
هفتم: وقت برخاستن ايستاده دست بر شكم كشيدن: «الحمد للّه الذي هنّأني و عافاني من البلوى».
هشتم: در وقت خروج از بيت الخلاء يا انصراف از موضع تخلّى در صحرا: «الحمد للّه الذي عرّفني لذته و أبقى فيَّ قوّته و اخرج عني آذاه، فيا لها من نعمة لا يقدّر القادرون قدرها».
و در روايت ديگر[٥]: «في جسدي» به جاى «في»[٦].
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٢٣، ح ٣٧، در آن آمده است:« فاخرجه مني».
[٢]. من لا يحضره الفقيه، ص ١٧، ح ٣٨.
[٣]. در بعضى از نسخهها در اينجا اضافه:« بگويد» دارد.
[٤]. تثنيه به اعتبار اختلاف مطلوب است؛ چون او از خداوند خواسته است تحصين فرج را به اينكه از زنا دور باشد و زنا نكند و نيز خواسته بود كه عورت او را بپوشاند، و اين امرى است مغاير با تحصين، و شامل هر دو مىباشد و ممكن است تثنيه به اعتبار عورتين باشد.
[٥]. در« ص»: و در روايتى.
[٦]. چنانكه در من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ١٧، ح ٤٠، اين طور آمده است.