رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٦٥ - اصل سوم وجوب نماز
قال له: يا عبد اللّه أعنّا بطول السجود»[١].
به سند صحيح از عبد اللّه بن سنان از مولاى ما أبى عبد اللّه الصادق (ع) آمده است كه:
مردى گذشت بر نبى ٦ در حالتى كه به عمل عمارت بعضى از حجرات خود مشغول بود، پس گفت: يا رسول اللّه مىخواهم كه من به اين خدمت مشغول شوم و جناب ترا كفايت كنم از اين عمل، پس رسول ٦ به او گفت: شأنك، و تقدير كلام آن است كه اشأن شأنك[٢]، اعمل ما تحسنه، يعنى قصد امر خود كن و به عمل آر آنچه آن را مىدانى، پس آن شخص مشغول عمل شد و چون از اتمام آن عمل فارغ شد، رسول- عليه و آله الصلاة و التسليم- به او گفت: كه حاجت خود را ذكر كن تا به انجاح مقرون شود، گفت: حاجت من آن است كه شفاعت من كنى و بهشت را از براى من ضامن باشى، پس رسول ٦ سر به زير افكنده، ساعتى نظر بر زمين داشت، پس سر برآورده فرمود: آرى قبول كردم، پس چون آن شخص پشت به جانب آن حضرت كرد و روى به راه خود آورد، سيد اوّلين و آخرين ندا كرد او را و گفت: اى بنده اللّه تعالى تو نيز ما را اعانت و يارى كن در باب شفاعت خود درازى سجود.
و مراد: التزام تكرار ذكر و مواظبت بر دعاى مأثور در سجده نماز واجب است.
[١]. كافى، ج ٣، ص ٢٦٦، ح ٨، و در حاشيه نسخهها آمده است: بعضى از اوهام قاصره را در شرح اين حديث شريف توهّم شده است كه« الا» اينجا از براى تشبيه است يا از براى تحقق، مثل« أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ»، و نيز توهم شده است كه شأنك در تقدير الى شأنك است اي خطبك، و كن على حالك است، يعنى به حال خود باش، و شأن خود را ثابت دار و در اين عمل دخل مكن، و اين هر دو وهم فاسد و از قلّت بضاعت و قصور مهارت و نقصان معرفت در علوم عربيه ناشى است، و صد سبيل مراد، و ألا بفتح همزه و تخفيف لام حرف استفتاح است از پنج وجه مستعمل مىشود از جمله آن وجوه آن است كه از براى عرض و تحضيض يعنى از براى طلب بوده باشد مثل« أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» و در اين حديث نيز به همين معنى وارد شده است»( منه( ره». و نقض مقتضاى مقام است و حق شرح و تفسير را، ما به فضل اللّه تعالى ادا كردهايم و الحمد للّه ربّ العالمين( منه( ره».
[٢]. در« الف» و« ب» و« ج»: أنت و شأنك.