رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٦٩ - كوتهسخنان امام(صادق)
روزه را باطل سازد. عرض شد: آيا ما دروغ مىگوييم؟ امام ٧ فرمود: نه آن دروغ بيهوده، بلكه دروغ بر خدا و پيامبر او و امامان صلوات اللَّه عليهم است (كه مبطل وضو و روزه باشد). سپس فرمود: به راستى روزه داشتن فقط پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست. چنان كه مريم عليها السّلام گفت: إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً- من براى خداى مهربان روزهاى نذر كردم»،[١] يعنى سكوتى (نذر كردم)، پس زبانهاى خود را نگهداريد و چشمانتان را بر هم نهيد و بر يك ديگر رشك مبريد و با هم ستيزه نكنيد زيرا همان گونه كه آتش چوب را مىخورد، رشك و حسد ايمان را مىخورد.
(١) و فرمود ٧: هر كه (بخواهد) به خداوند چيزى را كه نياموخته بياموزد عرش او بلرزد.[٢] (٢) و فرمود ٧: به راستى، خدا دانسته كه گناه براى مؤمن بهتر از خودبينى است و اگر نه چنين بود هرگز مؤمنى به گناه دچار نمىشد.
(٣) و فرمود ٧: هر كه بدخوى شود خود را شكنجه دهد.
(٤) و فرمود ٧: نكويى چون نام خود (نيكو) است و هيچ چيز برتر از نيكوكارى جز پاداش آن نباشد و نكوكارى هديهايست از جانب خداوند به بنده خويش، و نه چنان است كه هر كه بخواهد به مردم نكويى كند تواند كرد، و نه هر كس كه بدان رغبتى دارد به انجامش تواند رساند و نه هر كه را بر آن توانايى باشد توفيق و رخصت آن بود. پس هر گاه خداوند بر بندهاى منّت گذارد رغبت نكوكارى و توانايى و رخصت آن را يك جا به وى مرحمت فرمايد و اينجاست كه نيكبختى به تمامى رسد و بزرگوارى براى خواهان و خواسته فراهم شود.
(٥) و فرمود ٧: جز به (وسيلهاى) مانند سپاسگزارى بر آنچه دلخواهست نتوان فزود و جز به (دارويى) چون شكيبايى از آنچه ناخواه و ناخوشايند است نتوان كاست.
(٦) و فرمود ٧: ابليس را سپاهى سختتر از زنان و خشم نباشد.
(٧) و فرمود ٧: دنيا زندان مؤمن، و شكيبايى دژ جانپناه وى و بهشت جايگاه اوست. و دنيا بهشت كافر، و گور زندانش و دوزخ قرارگاه اوست.
(٨) و فرمود ٧: خداوند يقينى را كه شكّى در آن نيست مانندهتر از مرگ به شكّى كه يقينى در آن نباشد نيافريده است.
(٩) و فرمود ٧: هر گاه ديديد بندهاى به رسيدگى به گناهان مردم پرداخته و گناه خود را فراموش كرده بدانيد كه به راستى گرفتار مكر (و غافلگير شدن) گشته است.
[١] مريم، ٢٦
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« من اعلم اللَّه ما لم يعلم»،[ ... ما لا يعلم- آنچه نمىداند] آمده است( و مراد از اين بيان امام ٧ آنست كه هر گاه جاهلى و حتى عالمى كه چيزكى خوانده ولى آن را خوب نفهميده يا غير از طريق تعليمات الهى از جايى دانشى دست و پا كرده بخواهد در برابر خدا به اظهار علم پردازد و لحيه بجنباند عرش خدا از اين گستاخى او بلرزد.- م.)