رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٧٨ - كوتهسخنان امام(صادق)
مردم و دست خود دارد خسّت مىورزد (و هر دو را دريغ دارد) تا بدان جا كه چيزى در دست مردم نبيند مگر آنكه آرزو كند به حلال يا حرام از آن خودش باشد (تا همچنان نگهدارد و بر مردم دريغ ورزد)، نه سير مىشود و نه از آنچه خدا روزيش كرده بهرهاى مىبرد (و انفاقى مىكند).
(١) و فرمود ٧: بخيل كسى است كه از راه غير حلال مالى به دست آرد و نابجا خرجش كند.
(حضرت) ٧: به يكى از شيعيانش فرمود: چه شده است كه برادرت از تو شكايت مىكند؟ عرض كرد: از من شكايت مىكند كه حقّ خود را به تمامى از او گرفتهام. امام ٧ تند نشست و سپس فرمود: گويا (پندارى) كه وقتى تمام حقّ خود را از او گرفتهاى با وى بدى نكردهاى؟ آيا ديدى كه خداوند از مردمى حكايت كند كه از بدى حساب مىترسند؟ آيا مىترسند كه خداوند در حسابرسى بر آنها جور كند؟ نه، ولى مىترسند كه حسابى تمام از آنها بكشد، پس خدا آن را بد حسابكشى ناميده است. پس هر كه تمام حقّ خود را مطالبه كند بد كرده است.[١] (٢) و فرمود ٧: زياد حرامخوارى[٢] روزى را بكلّى نابود كند.
(٣) و فرمود ٧: بد خويى نكبت و تنگدستى[٣] است.
(٤) و فرمود ٧: ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است و تقوى درجهاى برتر از آن و پارهاى (از مراتب ايمان) برتر از پارهاى ديگر،[٤] چه بسا بر زبان مؤمن چيزى باشد كه خداوند بدان تهديد به دوزخ نفرموده است. خدا فرمايد: إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً- اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى شدهايد پرهيز كنيد، سيّئات شما را مىزداييم و شما را به جايگاهى شايسته درمىآوريم»[٥] و ديگرى كسى است كه تيز فهمتر است و برخوردش با گناهان شديدتر، و اين هر دو «مؤمن» هستند. و يقين يك درجه بالاتر از تقوى است و به راستى در
[١] مراد آن است كه مؤمن در مطالبه و دريافت حقّ خود از برادر مؤمنش بايد مدارا و ملاحظه و ارفاق و گذشت داشته باشد. اولا در مطالبه آن زياد پافشارى نكند و بر برادرش سخت نگيرد و ثانيا هنگام دريافت حقّ خود نيز اصرار نكند كه همين دم مىخواهم و تمام و كمال مىخواهم و بايد نقد و تا يك شاهى آخر باشد. البته در مقابل بر مديون نيز اخلاقا و شرعا فرض است كه تمام اين موارد را از جانب خود مراعات كند و حقّ برادر مؤمنش را با كمال ادب و رفق و به تمامى تا آخرين دينار ادا كند. اين مدارا و گذشت و خوش حسابى دو طرفه موجب دوام دوستى و برادرى ايشان خواهد بود.- م.
[٢]« السّحت- حرام خوردن و آنچه كسبش حرام است». در پارهاى نسخهها[ الصّخب] و در پارهاى ديگر[ السّخب] آمده است كه به معنى صيحه و فرياد و برخورد اصوات است.
[٣]« سوء الخلق نكد» و« نكد» تنگدستى در زندگى است و به سكون و فتح و كسر كاف، به معنى تنگخويى و به ضمّ كاف به معنى بىخيرى و ناخن خشكى نيز آمده است.
[٤] يعنى ايمان درجات مختلف دارد كه برخى بالاتر از برخى ديگر است.
[٥] النساء، ٣١