رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤٨ - از سخنان حكمتآميز آن حضرت صلوات الله عليه و نويد و بيم و اندرز او
كرده و اعلام از جا كنده شدن نموده، (١) هلا! به راستى، آخرت روى آورده و اعلام فرا رسيدن كرده[١] (٢) هلا! كه امروز، روز آمادگى و فردا (روز) پيشى گرفتن است و به راستى، پيشى گرفتن (دستيابى) به بهشت است و پايانه ديگران دوزخ، (٣) هلا! به راستى شما در روزهاى مهلتى[٢] هستيد كه از پس آن مرگى است كه شتابان مىتازد. پس هر كس در روزهاى عمر خود پيش از فرا رسيدن اجلش، براى خدا به اخلاص كار كند از كردارش سود بيند و مرگ به او زيانى نزند (٤) و هر كس در روزهاى مهلت خود كارى نكند مرگ زيانش رساند و كارش سود نبخشد.
(٥) اى بندگان خدا، براى استوار سازى دين خويش با خواندن نماز به هنگام و پرداخت زكات به موقع خود و زارى و سرسپردگى (به درگاه خدا) و صله رحم و بيم از معاد و بخشش به دريوزهگر و گراميداشت زن و مرد ناتوان[٣] و آموختن قرآن و كردار به آن و راستى گفتار و وفاى به پيمان و پرداختن امانتى كه به شما سپردهاند، زارمندانه به خدا پناه بريد. (٦) دلبسته پاداش خداوند باشيد و از عذاب او بترسيد و در راه خدا به مال و جان خويش جهاد كنيد و از دنيا چندان توشه اندوزيد كه خويشتن را (در آخرت) تأمين كنيد. (٧) كار نيك كنيد تا آن روز كه هر كس كار نيكى از پيش فرستاده به عاقبت نيكو دست يابد، شما نيز پاداش نيك بينيد. (من) سخن (گفتنى) خود را مىگويم و از خدا براى خود و شما آمرزش مىطلبم.
(٨)
از سخنان حكمتآميز آن حضرت صلوات الله عليه و نويد و بيم و اندرز او
اما بعد:
(٩) به راستى، مكر و فريب در دوزخند[٤]، پس از خدا بيم داريد و از تندى و قدرتش پروا كنيد. به راستى خدا پس از آنكه حجّت خود را بر بندگانش تمام كرده و بيمشان داده، از آنان نمىپسندد كه نادانسته (مركب گناه را) به جولان درآرند و فريب خورده (نردبان خطا را) پلّه پلّه بپيمايند[٥] (١٠)، از اين رو
[١] در ن. به جاى« قد ادبرت و آذنت بالانقلاع الا و انّ الآخرة قد اقبلت و آذنت باطّلاع»[ قد آذنت بوداع و الآخرة قد اشرفت باطّلاع- اعلام بدرود كرده و آخرت در شرف در آمدن است] آمده است.
[٢] در ن، به جاى،« مهل»[ امل- آرزوى بقا و استمرار زندگى] آمده است.
[٣] در متن« اكرام الضعفة[ و الضّعيف]- گراميداشت ناتوانان و[ ناتوان]» است، ولى پارهاى نسخهها[ اكرام الضعيفة و الضعيف] ضبط كردهاند( كه چون درستتر به نظر رسيد به همين گونه ترجمه شد.- م.)
[٤] مراد آنكه اهل مكر و فريب دوزخى هستند.- م.
[٥]« استدراج» در لغت به معنى بالا رفتن از درجهاى به درجه ديگر است و نيز به معنى فريفتگى هم آمده است.
استدراج خداوند با بنده آن است كه هر چند بنده خطايى را از سر گيرد خدا نعمتش را نو به نو بيفزايد و پوزش خواهى را از يادش ببرد تا اندك اندك او را گرفتار سازد. خداوند تعالى فرمايد:« سنستدرجهم من حيث لا يعلمون- به زودى آنها را به عذاب و هلاكت مىافكنيم از جايى كه فهم آن نمىكنند.» الاعراف، ١٨٢: برخى مفسّران گفتند كه يعنى آنها به نعمت و ملك و مال مغرور و غافل و هواپرست مىشوند پس تدريجا مستحقّ عقاب خدا شوند. اين معنى« استدراج» است. رك: قرآن مجيد، ترجمه الهى قمشهاى.« كلبى گفت: استدراج آن است كه عمل بد بر ايشان آرايد، پندارند نيكى است، و همى كنند، تا آنگه كه شومى آن عمل به ايشان رسد و هلاك شوند ... ابن عباس گفت: هر گه كه گناهى كنند نعمتى برايشان تازه كند و بيفزايد و در آن غرّه شوند، از فعل بد وانايستند و استغفار نكنند، و عذر نخواهند، تا ناگاه عقوبت رسد به ايشان، و هلاك شوند. رك: كشف الاسرار و عدة الابرار، ج ٣، ص ٨٠٢.- م.