رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٠٧ - نامه امام
سرگردان (و بىهدف) بوديد كه هيچ يك از واجبات را نمىدانستيد. آيا به شهرى[١] جز از دروازه آن درآيند؟ پس چون خداوند با تعيين اولياء پس از پيامبرتان بر شما منّت نهاد در كتاب خويش فرمود:
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً- امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.»[٢] (خداوند) حقوقى براى اولياء خود بر شما واجب كرد و شما را به اداى آن مأمور فرمود تا آنچه از زنان و اموال و خوردنيها و نوشيدنهاى خود داريد، بر شما حلال باشد. خداوند (به پيامبرش) فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى- بگو براى آن كار از شما مزدى نمىطلبم، مگر دوستدارى در حق نزديكان (اهل بيتم)»[٣] و بدانيد كه هر كه (در اين دوستدارى اهل بيت اطهار) بخل ورزد، بر خود دريغ داشته و (بدانيد) خداوند بىنياز است و شماييد كه نيازمندان درگاه اوييد (كه) خدايى جز او نيست. به راستى، گفتار در آنچه به سود شماست و آنچه بر شما واجب است به درازا كشيد.
(١) اگر خداوند دوست نمىداشت (و مشيّت نمىفرمود) كه نعمت الهى را بر شما تمام كند، از من خطّى نمىديديد و حرفى نمىشنيديد و شما پس از رحلت امام پيشين ٧ و پس از آنكه ابراهيم بن عبدة[٤] را بر شما (به نمايندگى) گماشتم و نامهاى كه محمد بن موسى نيشابورى از سوى من براى شما آورد (هنوز) از آنچه بازگشت و معادتان[٥] بدان است بيخبريد. و (بايد) در هر حال از خدا مدد خواسته شود. مبادا در باره خدا كوتاهى كنيد كه از زيان ديدگان باشيد. دور و نابود باد كسى كه از طاعت خدا روى تافته و اندرزهاى اولياء او را نپذيرفته. همانا خداوند شما را به فرمانبردارى از خود و پيامبر خود و اولى الامر فرمان داده است، خدا بر ناتوانى و بيخبرى شما رحمت آرد و بر كار خود[٦] شكيبايتان فرمايد. چه قدر انسان بر پروردگار كريم خود مغرور است! اگر سنگهاى سخت پارهاى از آنچه را در اين نامه آمده است بفهمند از نگرانى و ترس از بيم خدا از هم فرو پاشند و به فرمانبردارى خدا بازآيند، هر كار كه خواهيد بكنيد: فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ [وَ سَتُرَدُّونَ] إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ- به زودى خداوند كردار شما را ببيند هم رسول او و مؤمنان آن را ببينند، آنگاه به سوى خدايى كه داناى عوالم غيب
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« مدينة»،[ قرية] آمده است.( اشاره به حديث نبوى است كه فرمود: من شهر دانشم و على در آن است.- م.
[٢] المائدة، ٣
[٣] الشورى، ٢٣
[٤] ابراهيم بن عبدة و محمد بن موسى نيشابورى از اصحاب حضرت هادى و عسكرى عليهما السّلام بودند و كشى رحمه الله، پارهاى از نامههايى را كه براى اين دو تن توقيع شده روايت كرده است.
[٥] در پارهاى نسخهها به جاى« معادكم»،[ معاذكم- پناهگاهتان] آمده( و شايد مناسبتر باشد.- م.)
[٦] ظاهرا مراد از« امر- كار» در اينجا امر و عقيده تشيّع است.- م.