رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٧٦ - و اما حق خويشاوندى
اگر به عمد بوده بهتر آن باشد كه از او درگذرى تا (ريشه كدورت) كنده شود و با چنين مردمى به ادب (الهى) رفتار كرده باشى زيرا خداوند مىفرمايد: وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ- الى قوله- لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ- و هر كس بعد از ستمى كه ديده است، انتقام گيرد، اينانند كه بر آنان ايرادى نيست ...- تا آنجا كه فرمايد- و هر كس كه شكيبابى و گذشت پيشه كند، بيگمان اين از كارهاى سترگ است.»[١] و نيز خداى عزّ و جلّ فرمايد: وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ- و اگر خواستيد كسى را مكافات كنيد، نظير آنچه مكافات ديدهايد، مكافات دهيد؛ و اگر شكيبايى [و خويشتندارى] ورزيد، بدانيد كه اين شيوه براى شكيبايان بهتر است.»[٢] اين در مورد عمد است و اگر به عمد نباشد به قصد انتقامگيرى از او بروى ستم مكن تا او را به عمد بر خطايى كه كرده است كيفر داده باشى (بلكه) با او مهربانى كن تا به نرمترين صورتى كه توانى به او پاسخ داده باشى. و لا قوّة الّا باللَّه. (و نيرويى نيست جز به خدا).[٣] (١) ٤٩. امّا حقّ تمام همكيشان تو حسن نيّت و مهربانى و مدارا با كجرفتارانشان و دل به دست آوردن و اصلاح آنهاست و سپاسگزارى از خوشرفتاران با خويش و با تو، زيرا خوبى كردن او با خويش چنان است كه با تو هم خوبى كرده باشد چون از آزردن تو باز ايستاده و زحمتى به تو نداده و خود را از (زيان رساندن به) تو نگهداشته، پس همه را مشمول دعاى خودساز و با ياورى خود به همه مدد رسان و براى همه نسبت به خود مقامى منظور دار، سالخورده آنان را به جاى پدر و خردسالشان را به جاى فرزند و ميانسالشان را به جاى برادر خود گير و هر كدام نزدت آمدند با لطف و مهربانى از آنان دلجويى كن و به كارشان برس. و با برادر (دينى) خود به همان حقوقى كه برادر را بر برادرش واجب آمده در پيوند.[٤]
[١] الشورى، ٤١ تا ٤٣
[٢] النّحل، ١٢٦
[٣] در آن دو كتاب آمده است:[ و حقّ من اساءك ان تعفو عنه و ان علمت انّ العفو يضرّ انتصرت، قال اللَّه تعالى: وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ- و حق آن كس كه به تو بد كرده است اين است كه از او درگذرى و اگر دانستى كه گذشت زيانبخش است از وى انتقام بگيرى. خداوند تعالى فرمود: هر كس پس از ظلمى كه بر او رفته به انتقام يارى طلبد بر چنين كسانى مؤاخذهاى نباشد.]
[٤] در آن دو كتاب آمده است:[ و حقّ اهل ملّتك اضمار السّلامة و الرّحمة لهم و الّرفق بمسيئهم و تألّفهم و استصلاحهم و شكر محسنهم و كفّ الأذى عنهم و تحبّ لهم ما تحبّ لنفسك و تكره لهم ما تكره لنفسك و ان تكون شيوخهم بمنزلة ابيك و شبابهم بمنزلة اخوانك و عجائز هم بمنزلة امّك و الصّغار بمنزلة اولادك- و حق همكيشانت حسن نيّت و مهربانى با آنان و مدارا با بدرفتارشان و دل به دست آوردن و اصلاح ايشان و سپاسگزارى از نيكوكارشان و خوددارى از گزند به آنان است و اينكه آنچه براى خود مىپسندى براى آنان بپسندى و آنچه را بر خود نمىپسندى بر آنان نيز نپسندى و اينكه پير مردانشان به جاى پدر و جوانانشان به جاى برادر و پيرزنانشان به جاى مادر و خردسالانشان به جاى فرزندان تو باشند.]