رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٧٥ - و اما حق خويشاوندى
(١) ٤٥. و امّا حقّ سائل (بينواى خواهنده) اين است كه اگر به راستى او يقين دارى[١] و بر رفع نياز او توانا هستى به او بدهى و براى (سپرى شدن بلاى بينوايى) كه بر او نازل شده دعا كنى و در انجام در خواستش به او كمك كنى، و اگر در راستى او شك دارى و بدگمانى نسبت به او در دلت راه يافته اما بدان يقين ندارى، از نيرنگ شيطان در امان نيستى كه خواسته است تو را از نصيب ثوابت باز دارد و ميان تو و (اين وسيله) نزديكى تو به پروردگارت حايل شود (در اين صورت) چشم از او فروپوش و به خوشى جوابش كن و اگر بر نفس خود در كار او چيره آمدى و با آنكه در ضمير تو چنان گمانى گذشته بود چيزيش بخشيدى (مانعى ندارد) كه اين كار بجايى است.[٢] (٢) ٤٦. و امّا حقّ مسئول (كسى كه از او چيزى خواهند) اين است كه اگر چيزى داد با سپاسگزارى و قدردانى احسان از او پذيرفته شود و اگر چيزى نداد او را معذور دانند.[٣] به او خوش گمان باش و بدان كه اگر دريغ كرد مال خود را دريغ كرده و گرچه ظالم باشد او را در (حفظ) مال خود سرزنشى نيست كه «به راستى، آدمى بسى ظالم و ناسپاس است».[٤] (٣) ٤٧. و امّا حقّ كسى كه خداوند به وسيله او و به دست او تو را شاد ساخته اين است كه اگر او خود قصد شادسازى تو را داشته نخست خدا را بستايى و سپس او را به اندازهاى كه سزد سپاس دارى و او را به سبب تقدّم در آغاز كردن پاداش دهى و (يا) در مقام پاداش دادن به او باشى، و اگر قصد آن را نداشته (و ناخودآگاه شادت كرده) خدا را بستايى و سپاس دارى و بدانى اين از جانب خداست كه تو را بويژه از آن شادمانى بهرهمند داشته است و او را (هم) از آنجا كه يكى از اسباب نعمتهاى خدا بر تو شده دوست بدارى و از آن پس خيرش را بخواهى زيرا اسباب نعمتها برجا باشند و هر چند خود قصد نداشته باشند بركت هستند. و لا قوّة الّا باللَّه (و نيرويى نيست جز به خدا)[٥] (٤) ٤٨. و امّا حقّ آن كس كه (دست) قضا به وسيله او، به گفتار يا كردارى، با تو بد كرده اين است كه
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« تيقّنت صدقه»[ تهيّأت صدقة- اگر صدقهاى آماده دارى] آمده است ولى به قرينه عبارت بعدى« و ان شككت في صدقه» همان ضبط متن درستتر است.- م.
[٢] در آن دو كتاب آمده است[ حقّ السّائل اعطائه على قدر حاجته- حق سائل آن است كه به اندازه نيازش به او بدهند]
[٣] در آن دو كتاب آمده است:[ حق المسئول ان اعطى فاقبل منه بالشكر و المعرفة بفضله و ان منع فاقبل عذره- حق آن كس كه از او چيزى خواهند، اگر داد با سپاسگزارى و قدرشناسى از فضل او بپذير و اگر دريغ داشت عذرش را قبول كن.]
[٤] درج ذيل آيه ٣٤ سوره ابراهيم: إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ.
[٥] در آن دو كتاب آمده است:[ حقّ من سرّك للَّه تعالى ان تحمد اللَّه اوّلا ثم تشكره- حق آن كس كه براى خداى تعالى تو را شادمان كرده اين است كه نخست خدا را بستايى و سپس او را سپاس دارى]