رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢٩ - منشور على
حاكمان گشتند و آنان را تباه كردند و به پرتگاههاى بد كشاندند، (١) به ظاهر سازى آنان برابر خويش فريفته مشو زيرا آنان ياوران گنهكاران و برادران ستمگران و چكيده هر طمع و دغلكاريند و تو جانشينان بهترى براى آنان در اختيار دارى كه آموزش (و تخصّص) و كار برى آنان را دارند، كسانى كه كارها را وارسى كرده و نيك و بد آنها را به تجربه شناختهاند.[١] ايشان (هزينه و) بارشان بر تو سبكتر و يارى و كمكشان براى تو بهتر است و در دوستى به تو صميمانه ترند و به غير تو كمتر گرايش دارند، نه به ستمكارى در ستمش كمك كرده و نه گنهكارى را در گنهش يارى دادهاند و با ديگرى (چنان) همگامىاى كه متضمّن درازدستى بر مسلمانان و معاهدان (اهل كتاب) باشد نداشتهاند.
پس ايشان را به خاصّگى (و نديمى) پنهان و آشكار خود برگزين. و سپس (از ميان ايشان) كسى بايد نزد تو مقرّبتر باشد كه زبانش به اظهار تلخى حقّ گوياتر و بر ناتوانان دادگرتر و در كارهايى كه خدا بر دوستانش نپسندد و از هواى نفس تو سرزند، با تو كمتر هم نظر[٢] باشد هر چند تو را خوش يا ناخوش آيد. زيرا به راستى، ايشانند كه تو را بر سر حقّ نگهدارند و بدان چه سودش به تو رسد بينا گردانند. با پارسايان و راستان و خردمندان و مردم با دودمان[٣] بپيوند و بديشان بياموز و عادتشان ده كه بسيارت نستايند و بيهوده بدان چه نكردهاى دلشادت ندارند كه زيادهستايى خود پسندى آرد و به (تكبّر و) خود فريفتگى كشاند و پذيرش آن (چاپلوسى) موجب دشمنى خداوند است.
(٢) مبادا نكوكار و بدكار به نزد تو در يك طراز باشد كه اين مايه دلسردى نكوكاران از نكوكارى و دلگرمى بدكاران بر تبهكارى است. پس بر هر يك از ايشان همان را روا دار كه او خود بر خويشتن بايسته كرده است تا[٤] خدايت بدان (رفتار) سود بخشد و تو (نيز) يارانت را بدان (كردار) سود رسانى.
(٣) سپس بدان كه چيزى بيشتر از احسان زمامدار به رعيّت خويش و كاستن هزينههايى[٥] كه بر آنها مقرّر است و كم آزردن آنان در مواردى كه (زمامدار) حقّى بر آنها ندارد، موجب خوشگمانى او به ايشان نمىشود. پس در اين (زمينه) كارى شايد كه خوشگمانى تو را نسبت به رعيّت فراهم آرد زيرا خوشگمانى، رنج (مراقبتى) طولانى را از تو بردارد. به راستى كسى به خوشگمانى تو سزاوارتر است كه آزمايشى خوب از تو ديده و كسى به بدگمانى تو سزاوارتر است كه آزمايشى بد
[١] در ن: به جاى عبارت اخير« كسانى كه كارها را ...» آمده است:[ ... و ليس عليه آصارهم و اوزارهم، ممن لم يعاون ظالما على ظلمه و لا آثما على اثمه- بىآنكه بار سنگين وزر و وبالهاى آنان بر دوش او باشد، كسى كه نه ظالمى را در ستمش ياورى كرده و نه گنهكارى را در گنهش يارى داده است.]
[٢] در ن: به جاى« اقلّهم لك مناظرة»[ ... لك مساعدة- كم يارىتر به تو] آمده است.
[٣] مراد از« ذوى الاحساب» كه در متن آمده« اهل بيوتات صالحه» يعنى مردم خوشنام خانوادهدار آبرومند و غرض آن است كه از همنشينى با اوباش و مردمى كه دودمانى صالح و متقى ندارند، بپرهيز.- م.
[٤] به تعبير شعرى:\sُ« با بدان بد باش و با نيكان نكو\z جاى گل، گل باش و جاى خار، خار».\z\E- م.
[٥] مئونات- هزينهها، و در اينجا مراد عوارض و مالياتهايى است كه حاكم بر عهده مردم نهاده است.- م.