رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٩ - كوتهسخنانى كه از على
(١) و فرمود ٧: چيزها بر دو گونهاند: چيزى كه از آن ديگرى است و در گذشته روزى من نشده و در آينده هم آرزويش را ندارم و چيزى كه اگر آسمان را به زمين دوزم تا زمانش نرسد، نصيبم نگردد. پس براى كدامين يك از اين دو عمر خود را تلف كنم؟ (٢) و فرمود ٧: به راستى، مؤمن چون بنگرد عبرت گيرد و چون خاموش ماند بينديشد، و چون سخن گويد ذكر كند، و چون توانگر شود سپاس گويد و چون سختى و شدّتيش رسد بشكيبد، او زود رضا و دير خشم است، از خدا به (نعمت) كم خرسند است و به (محرومى) بسيار خشم نيارد، با اراده خير به حدّ (و نهايت مطلوب) نيّتش (كه به مراتب بيش از آن است) نرسد، آهنگ خير بسيار دارد و (فقط) به پارهاى از آن (توانايى مىيابد) و عمل مىكند و بر آنچه از كار خير كه از دست داده افسوس مىخورد كه چرا نكرده است. (٣) و منافق، چون بنگرد سرگرم (و سر به هوا) است و چون خاموش ماند در بيخبرى است و چون سخن گويد ياوه بافد و چون توانگر شود سركشى كند و چون به سختى افتد زبونى نمايد، زود خشم و دير رضاست، از (نعمت) كم خدا در خشم شود و زيادش خرسندش نسازد، آهنگ شرّ بسيار دارد (و فقط مجال انجام) برخى از آن را مىيابد و بر آن شرارت كه از كفش رفته (و نتوانسته انجام دهد) افسوس مىخورد كه چرا نكرده است.
(٤) و فرمود ٧: دنيا و آخرت دو دشمن جنگنده و دو راه جداشوندهاند، هر كه دنيا را دوست بدارد و از پى آن رود آخرت را دشمن دارد و با آن بستيزد، مثل آن دو مثل خاور و باختر است و رهرو ميان آن دو به يكى از آنها نزديك نمىشود، مگر آنكه (به همان اندازه كه به يكى نزديك شده) از آن ديگرى دور شود.
(٥) و فرمود ٧: هر كه از وعيد (تهديد به عذاب) بترسد، دور (يعنى پاداش آخرت) به او نزديك شود (٦) و هر كه از خوراك دنيا سير نشود هر آنچه گرد آورد او را بسنده نباشد، (٧) و هر كه براى دنيا بكوشد (دنيا) از دستش برود، و هر كه از آن كناره جويد (دنيا خود) نزدش آيد. به راستى، دنيا سايهاى است كه تا مدّتى مقرّر گسترده است. خدا رحمت كند بندهاى را كه (چون) سخن حكيمانهاى را بشنود به دل سپارد و (چون) به راه رستگارى دعوت شود فراز آيد و دست به دامن رهبرى نجاتبخش زند و نجات يابد، خالصانه ره سپارد و صالحانه كردار كند، ذخيرهاى [از پيش] فرستد و از آنچه پرهيز داده شده دورى كند، تيرى بر هدف زند [و جايزهاى به دست آرد]، با هواى خويش بستيزد و آرزو را دروغ شمارد، شكيبايى را مركب نجات و تقوى را ساز و برگ وفات سازد، راه هموار و جادّه روشن را بپيمايد و فرصت را غنيمت داند و بر مرگ پيشدستى كند و از كردار توشه برگيرد.
(٨) امام ٧ به مردى فرمود: شما چگونهايد؟ گفت: اميدواريم و بيمناك. پس حضرتش فرمود: كسى كه به چيزى اميد دارد، بجويدش و كسى كه از چيزى بيم دارد از آن بگريزد. من