رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٤ - سخن(امام)
خود باش و ببين خدا را در زندگى تو چه پايگاهيست، و پيمان (و بازخواست از) تو نزد او هنگام بازگشت همچنين است. (١) بنگر، اگر دنيا به ديده تو [جز] اين هم باشد[١] كه برايت توصيف كردم، از آن روى به جانب سرايى بگردان كه (توجّه) امروزه (بدان) موجب كسب خرسندى (خدا) ست[٢]، پس چه بسا حريصى به كارى از كارهاى دنيا دست يابد و چون بدان رسد (همان كار) گردنگير و موجب بدبختى او شود، و چه بسا كسى كه در انجام كارى از كارهاى آخرت اكراه دارد (ولى) بدان برسد و به همان سبب نيكبخت شود.
(٢)
سخن (امام) ٧ پيرامون احكام شمشيرها (و انواع پيكار)
: (٣) مردى از شيعيان حضرتش پيرامون جنگهاى امير مؤمنان صلوات اللَّه عليه از وى پرسيد (امام باقر) ٧ به او فرمود: خداوند محمد ٦ را با پنج شمشير فرستاد[٣] سه شمشير همواره آخته است و به نيام نرود تا جنگ ساز و برگ خود را فرو نهد (و پايان يابد)، و هرگز جنگ پايان نيابد تا بدان دم كه خورشيد از باختر خود برآيد[٤]، و آن روز كه خورشيد از باختر خود بردمد همه مردم بياسايند. پس در آن روز لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً- براى كسى كه از پيش ايمان نياورده باشد، يا با ايمانش خيرى حاصل نكرده باشد، ايمان آوردنش سودى ندارد».[٥] و شمشيرى كه در كف
[١]« يعنى( حتّى) اگر دنيا نزد تو[ جز] آن چيزى است كه من برايت وصف كردم و تو به دنيا اطمينان كرده( و در آن دل آسودهاى باز هم) بر تو واجب است كه رويت را از آن به جانب سرايى گردانى كه پروردگارت را در آن خرسند سازى. مراد اينكه به پيكرت، در دنيا و به جانت، در آخرت( متوجّه آن) باشى، و در گسستن بند از گردن خويش و جلب خرسندى پروردگارت نسبت به خود بكوشى تا مرگت فرا رسد. در پارهاى نسخهها لفظ[ جز] نيامده و بنا بر اين در معنى عبارت نيازى به تكلّف نيست.( نقل از الوافى)»
[٢] عبارت متن چنين است:« و انظر فان تكن الدنيا عندك على« غير» ما وصفت لك فتحوّل عنها الى دار المستعتب اليوم- كه اگر چنان كه در نسخهها آمده« غير» زايد باشد، معنى آن چنين مىشود: بنگر اگر دنيا نزد تو چنين است كه برايت توصيف كردم، روى از آن به جانب سرايى بگردان كه توجّه امروزه بدان موجب كسب خرسندى( خدا) است.
و شايد عبارت مثلا چنين بوده:« ... ما وصفت لك[ فبها و الّا ...] فتحوّل عنها ...- اگر دنيا نزد تو جز آن است كه برايت وصف كردم،[ بسيار خوب خود دانى و هر چه خواهى كن، و گر نه] از آن روى بگردان ...».- م.
[٣] كلينى در فروع الكافى ج ١ ص ٣٢٩ اين روايت را به اسناد خود از منقرى، از حفص بن غياث، از( حضرت) ابى عبد اللَّه ٧ روايت كرده است كه گفت: مردى از دوستان ما در باره جنگهاى امير مؤمنان پرسيد. پس فرمود:
خداوند محمّد ٦ را با پنج شمشير فرستاد ... الخ. شيخ الطائفه نيز در التهذيب ص ٤٦، مجلد دوم و صدوق رحمه الله در الخصال نيز آوردهاند. در( صحّت) حديث منقرى گفتوگويى نيست و حفص( هم) از قضات عامّه است.
[٤] فيض رحمه الله در الوافى گويد: شايد مراد از برآمدن خورشيد از باختر، كنايه از فرا رسيدن ساعت واپسين جهان در رستاخيز و قيامت باشد.
[٥]( الانعام، بخشى از آيه ١٥٨)-« كسبت في ايمانها خيرا» يعنى روزى كه هيچ كس را ايمانى كه از پيش نياورده باشد يا ايمان آورده ولى در دوران ايمان خود خيرى كسب نكرده باشد، سوى نبخشد.( الوافى)