رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٢ - معانى والا در سخنانى كوتاه از پيامبر
(١) مردى شير و عسل براى آن حضرت آورد كه بنوشد. پيامبر ٦ فرمود: دو نوشيدنى است و يكى از اين دو بسنده باشد. من آن ديگرى را نخورم و حرام نيز نسازم ولى براى خدا فروتنى مىكنم چه هر كه براى خدا فروتنى كند خدايش فرا برد و هر كه بزرگ نمايى كند خدايش پست سازد و هر كه در زندگى خويش ميانهروى كند خدايش روزى رساند و هر كه زياده روى كند خدايش بىنصيب سازد، و هر كه بسيار ياد خدا كند خداوندش پاداش دهد.
(٢) و فرمود ٦: فردا در قرارگاه رستاخيز نزديكترين فرد شما به من، راستگوترين و امانت پردازترين و باوفاترين شما به پيمان و نيكخوترين و نزديكترين شما با مردمان است.
(٣) و فرمود ٦: آنگاه كه نابكار ستوده شود عرش بلرزد و خدا خشم آورد.
مردى به وى گفت: دور انديشى چيست؟ فرمود: آن است كه با مردى صاحبنظر رايزنى كنى و رأى درست او را گردن نهى.
(٤) پيامبر ٦ فرمود: اى مردم به نظر شما معنى «رقوب- چشم انتظار»[١] چيست؟
گفتند: آن است كه مردى بميرد و فرزندى از خود باقى نگذارد. پيامبر ٦ فرمود: چشم انتظار واقعى مردى است كه بميرد و پيش از مرگ خود فرزندى به درگاه خداوند تقديم نكرده باشد كه نزد خدا به حساب آورد، هر چند از خود فرزندان بسيار به جاى گذارد. سپس حضرت ٦ فرمود: در نظر شما «صعلوك- بينوا» كيست؟ گفتند: مردى كه دارايى نداشته باشد. حضرت ٦ فرمود: بينواى واقعى كسى است كه از مال خود پيشتر چيزى به حضرت ربّ تقديم نكرده باشد. حضرت ٦ فرمود: «صرعه- زور آور پهلوان» در نظر شما كيست؟ گفتند: يل زور آورى كه پشتش را به خاك نيارند. فرمود: پهلوانى واقعى آن است كه شيطان بر دل مردى مشت كوبد و او سخت به خشم آيد و خونش بجوشد سپس خدا را به ياد آرد و به نيروى بردبارى خشمش را خاك كند.
(٥) و فرمود ٦: هر كس به بيدانشى كار كند آنچه تباه سازد بيش از آن چيزى است كه درست كند.[٢] (٦) و فرمود ٦: نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا وقتى كه مبطلى به جاى نيارد. گفتند: اى پيامبر خدا مبطل (در اين مورد) چيست؟ پيامبر ٦ فرمود:
غيبت كردن.
(٧) و فرمود ٦: روزهدار هر چه در بستر خود باشد، تا وقتى غيبت مسلمانى نگويد،
[١] در اصل« رقوب» به معنى زنى است كه انتظار مرگ شوهر را كشد ولى اينجا به مفهوم مطلق چشم انتظار است و مراد كسى است كه در رستاخيز چشم به راه فرزندى كه پيش از خود او در گذشته دارد تا شفيع او گردد و چون فرزندى از پيش تقديم نداشته و بر اندوه مرگش شكيبايى نكرده، انتظارش بىفايده است.- م.
[٢] خرابكاريش از كار درست او بيشتر است.- م.