رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٧٤ - رساله امام هادى
است و اختلافى در صحّت تنزيل و تصديق آن در ميان ايشان نيست، و چون قرآن گواه درست بودن خبرى آيد و آن را درست داند و گروهى از امّت آن خبر را انكار كنند بر آنها لازمست كه به ضرورت بدان اعتراف كنند، چون در اساس بر تصديق قرآن اتّفاق دارند و اگر [آن گروه] منكر قرآن شوند و سرپيچى كنند لزوما از ملّت (اسلام) بيرونند.
(١) نخستين خبرى كه درستى و راستيش از قرآن شناخته مىشود و قرآن بر آن گواه است خبرى است كه از پيامبر ٦ رسيده و موافق قرآن و مورد گواهى آن است چنان كه در آن ايشان را اختلاف كلمهاى نيست، آنجا كه فرمود: «من در ميان شما دو چيز گرانقدر به جا مىگذارم:
كتاب خدا و عترت خودم، خاندانم را، تا شما بدين دو تمسّك جوييد هرگز گمراه نشويد، و به راستى، كه اين دو هم از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآيند.» پس وقتى شواهد اين حديث را در نصّ قرآن بيابيم چون فرموده خداى عزّ و جلّ: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ- همانا سرور شما خداوند است و پيامبر او و مؤمنانى كه نماز را بر پا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند (به اتّفاق مفسّرين عامّه و خاصّه مراد از اين آيه على ٧ است) و كسانى كه خداوند و پيامبر او و مؤمنان را دوست بدارند و ولىّ خود گيرند (بدانند كه) خدا خواهان پيروزند.»[١] و عامّه در اين مورد اخبارى روايت كردهاند كه امير مؤمنان ٧ در حال ركوع انگشترى خود را صدقه داد و خداوند اين را از او پاس داشت و اين آيه را در حقّ او نازل فرمود. و ديديم كه پيامبر خدا ٦ چنين گفت: «هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست» و به (على ٧) فرمود: «تو نسبت به من چون هارون نسبت به موسى هستى با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نباشد» و ديدم كه مىفرمود:
«على است كه وام مرا مىپردازد، و وعدهام را اجرا مىكند و او جانشين من، پس از من بر شماست» (٢) پس آن نخستين خبر كه اين اخبار از آن به دست آمده، خبرى است درست و مورد اتفاق كه در آن بين ايشان اختلافى نيست و همچنين موافق قرآن است. پس از آنجا كه قرآن به درستى آن خبر گواه است و شواهد ديگر نيز دارد بر امّت لازم است كه به ضرورت بدان اعتراف كند زيرا اينها اخبارى هستند كه شواهد قرآن گوياى آنهاست و هم خود موافق قرآنند و هم قرآن موافق آنهاست.
سپس حقايق اين اخبار از پيامبر خدا ٦ از (طريق امامان) راستگو عليهم السّلام رسيده و گروهى از مردان موثّق نامدار آنها را نقل كردهاند كه پيروى از اين اخبار بر هر مرد و زن مؤمنى فرض واجب است و جز لجبازان از آن سر نپيچند. و اين از آن روست كه گفتههاى خاندان
[١] المائدة، ٥٥ و ٥٦