رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٠٢ - كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت
آرند باز داشته و آنان را نيز از نيكو كارى مانع شده چنان كه باران را از زمين بيحاصل باز داشته تا آن را تباه و ساكنانش را نابود كند، و (با اين همه) آنچه را خدا مىبخشايد بيش از اينهاست.
(١) و فرمود ٧: دوستى خود را در دل برادرت از سنجش دوستى او در دل خود بشناس.
(٢) و فرمود ٧: ايمان، دوستى است و دشمنى.[١] (٣) و فرمود ٧: شيعيان ما نيستند مگر آنان كه نسبت به خدا پرهيزگارند و او را فرمان برند و به نشانهاى جز فروتنى و سر سپردگى و پرداخت امانت و بسيارى ياد خدا و روزهدارى و نمازگزارى و نيكو كارى به پدر و مادر و وارسى همسايگان نيازمند و مستمندان و وامداران و يتيمان، و راستى گفتار و تلاوت قرآن و باز داشتن زبان از مردمان جز به گفتار نيك، شناخته نشوند و ايشان در هر چيزى امين قوم و قبيله خود باشند.
(٤) و فرمود ٧: چهار چيز از اندوختههاى نيكى هستند: نهان داشتن نياز، و پنهان دادن صدقه، و پنهان داشتن درد، و نهان داشتن مصيبت.
(٥) و فرمود ٧: هر كه زبانش راست است كردارش پاك است و هر كه نيّتش خير است روزيش فزونتر (از غير) است و هر كه با خانواده خود خوشرفتار است عمرش بسيار است.
(٦) و فرمود ٧: از تنبلى و تنگدلى بپرهيز كه اين دو كليد هر بدى باشند. هر كه تنبلى كند حقّى را نپردازد و هر كه تنگدل شود بر (تحمّل) حق نشكيبد.
(٧) و فرمود ٧: هر كه در راه خدا و بر اساس ايمان به خدا، برادرى به دست آرد و براى خرسندى خدا در برادرى با او وفادارى كند، پرتوى از نور و امانى از عذاب خدا و حجّتى به دست آورده كه روز قيامت، همراه با عزّتى پاينده و يادى فزاينده، به مدد آن پيروز آيد، زيرا مؤمن نسبت به خداى عزّ و جلّ نه پيوسته است نه گسسته. به آن حضرت ٧ عرض كردند: «نه پيوسته است نه گسسته» را معنى چيست؟ فرمود: به او چنان پيوسته نيست كه خود او باشد و از او چندان گسسته نيست كه جز او باشد.[٢] (٨) و فرمود ٧: مرد را همين خود فريبى بس كه عيب ديگر مردم را ببيند و از آن خود را نبيند يا چيزى را بر ديگرى عيب گيرد[٣] كه خود توانايى تركش را ندارد يا همنشين خود را بدان چه
[١] يعنى دوستى براى خدا و به خاطر خدا، چنان كه در احاديث آمده است.
[٢] مراد اينكه اتّصال مؤمن نسبت به پروردگار سبحان، به صفات است نه به ذات يعنى از لحاظ اتّصاف به صفات ربّانى و تخلّق به اخلاق يزدانى است ولى انفصالش به لحاظ انفصال ما هوى مخلوق از خالق خويش، به ذات است نه صفات. زيرا مؤمن هرگز از صفات الهى منفكّ نشود. در حقيقت اين بيان امام باقر ٧ تخصيص و نگرشى از اين سو، يعنى از ديدگاه خصوصيّات مؤمن، به مفهوم كلام والاى مولاى متّقيان على ٧ در خطبه« اخلاص توحيد» در تنزيه خداى تعالى است كه: مع كل شىء لا بمقارنة و غير كل شىء لا بمزايلة- با همه چيز است نه به همسنگى و غير از هر چيز است نه به جدايى مطلق.- م.
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« او يعيب غيره»،[ او يعير غيره- بر ديگرى عار شمارد] آمده است.