رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٣ - منشور على
بخشش و رحمت الهى بر شما نبود، جز عدّهاى اندك شمار، همه از شيطان پيروى مىكرديد».[١] پس رجوع به خدا، به كار بستن آيات صريح كتاب اوست و رجوع به پيامبر به كار بستن سنّت (و فرمان) جامع مورد اتفاق و دور از پراكندگى اوست. و ما خاندان پيامبر خداييم كه نصّ «محكم» كتابش را در يابيم و «متشابه» آن را تميز دهيم و «ناسخ» را از «منسوخى» كه خداوند تكليفش را برداشته، بازشناسيم.
(١) در باره (افراد) دشمنت چنان رو كه ديدى ما در مورد دشمنانى كه مانند آنانند رفتيم، و پياپى گزارش هر پيشامدى را به ما بنويس، اين فرمان كلّى ماست و (در موارد دشوار بايد) از خداوند ياورى خواسته شود.
(٢) سپس در مورد قضاوت ميان مردم با نيّتى خوب بنگر زيرا قضاوت (درست) در ستاندن داد مظلوم از ظالم و گرفتن حقّ ناتوان از توانا و اجراى حدود خدا بر پايه سنّت و برنامه آنهاست كه عباد و بلاد خدا بدان اصلاح شوند. (٣) پس براى قضاوت ميان مردم برترين رعيّت خود را در نظر خويش و زبدهترين آنان را در دانش و بردبارى و پرهيزگارى و سخاوت برگزين، از آن مردان كه كارها در تنگنايش نگذارد و دادخواهان به خشمش نيارند و در لغزش پافشارى نكند و هر گاه حق را باز شناخت از بازگشت به آن سرنتابد و نفسش پيرامون طمع نگردد و بىتحقيق و تأمّل بدان چه در آغاز به ذهنش مىرسد بسنده نكند، در مورد شبههها آگاهتر و در استناد به برهانها تواناتر و از مراجعه دادخواهان نستوهتر و بر كشف حقيقت امور شكيباتر و بگاه روشن شدن حكم قاطعتر باشد، از آنان كه چرب زبانى به غرورش نيفكند و گزافهگويى[٢] (از حق) منحرفش نسازد و گوش به تبليغ (و جنجال) ندهد. (٤) پس مقام قضاوت خود را به چنين كسى واگذار و (البته) اينان اندكند. سپس به قضاوت او بسيار رسيدگى كن و در حقّ او چنان دست گشاده دار كه نيازش رفع شود و از آن (در زندگانى) كمك گيرد و حاجتش به مردم كم شود، و چنان منزلت و مقامى نزد خويش بدو بخش كه هيچ يك از نزديكانت ياراى طمعورزى (در ربودن آن مقام از او) نكند تا بدين وسيله از توطئه دولتمردان نزد تو بر ضدّ خويش ايمن باشد. در محضر خود او را نيك احترام گذار و نزديك خويش بنشان و قضاوتش را امضاء و حكمش را تنفيذ كن دستش را نيرو ده و دستيارانش را از اقران برگزيده او، از فقيهان و پرهيزگاران و خيرخواهان خدا و خير انديشان نسبت به بندگان خدا كه مىپسندى، قرار ده تا در آنچه بر او شبهه آلود است با ايشان گفتگو كند و در آنچه نمىداند از دانش آنان بهره جويد و ايشان، به خواست خدا، گواهان قضاوت او ميان مردم باشند.
(٥) سپس (وظيفه تو) برگزيدن آگاهان و حاملان (گزارشگران) اخبار (قضايى) است كه[٣] قاضيان
[١] النساء، ٨٣
[٢] در ن، به جاى« اغراق»«[ اغراء- ترغيب و تشويق و فريفتن] آمده است.
[٣] در متن« ثمّ حملة الاخبار لاطرافك قضاة تجتهد فيهم نفسه» است( كه خالى از تشويش نيست.- م.) و در پارهاى نسخهها[ حملة الاختيار] و در پارهاى[ حمّل الاختيار] آمده است و گفتهاند صحيح آن« ثم اختيار حملة الاخبار لاطرافك قضاة تجتهد فيه نفوسهم» است( كه در ترجمه اين وجه اختيار شد.- م.) و در دعائم الاسلام[ و اختر لاطرافك قضاة تجهد فيهم نفسك] آمده كه اختلاف بسيارى با متن دارد و بايد منتظر نسخه صحيحى بود كه ضبط درست عبارت را آورده باشد.( البته اگر« حملة الاخبار» را به معنى خبرگزاران قضايى بگيريم با توجه به دنباله عبارت كه شامل نهى از اختلاف آراء قضات اطراف و اكناف مملكت است مفاد عبارت مىتواند چنين باشد كه« با توجه به وجود گزارشگرانى كه اخبار گوشه و كنار مملكت، و از جمله اخبار احكام قضايى را به ديگر نقاط مىرسانند، بايد در انتخاب قضات بلاد شخصا بكوشى كه يك دست و همطراز باشند و احكامشان با يك ديگر اختلاف نداشته باشد و پشت به حكم خدا و سنّت پيامبر ٦ نكنند زيرا صدور احكام مختلف و انتشار آنها به وسيله ناقلان اخبار در پهنه يك كشور اسلامى باعث تفرقه و تبعيض و بىاعتمادى مردم به امر قضاوت مىشود». و الله عليم.- م.)