رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٥ - منشور على
ستم و خيانت و ناگزير ساختن مردم (به تحمّل كارمندان ناشايسته) است و كارها به دغلى (و نااهلى) راست نيايد. (١) كارمندانت را از ميان اهل پرهيزگارى و دانش و سياست برگزين و از بين آنان (نيز) مردم آزموده و با حيا از خاندانهاى صالح و سابقهدار را منظور دار كه اينان اخلاقى بزرگوارانهتر و آبروهايى درستتر و آزمنديهايى كمتر و عاقبت نگريهاى بيشتر از ديگران دارند، و بايد در كارى كه بر عهده گرفتى (امور كشور دارى) ياوران تو باشند. سپس وظايف آنان را توسعه ده و حقوقشان را افزون ساز كه اين موجب توانايى ايشان بر اصلاح حال (و معاش) خود و سبب بىنيازى آنها از دست درازى به چيزهايى است كه در اختيار دارند و نيز اگر خلاف فرمان تو روند يا در امانتت خيانت كنند حجّت تو بر ضدّ آنان تمام است (و بهانهاى براى اختلاس ندارند.) (٢) سپس كارشان را بازرسى كن و ديدهبانهايى درست و وفادار بر ايشان بگمار، زيرا بازرسى پنهانى تو از كارهاى ايشان سبب واداشتن آنان به امانتدارى و مداراى با رعيّت است. (٣) و در مورد دستيارانت نيز هشيار باش، اگر يكى از آنان دست به خيانتى گشود و گزارشهاى بازرسانت در آن باب موافق يك ديگر در آمد به اين گواهيها اكتفا كن و او را كيفر بدنى ده و آنچه از كار خود اندوخته از او بستان و سپس او را به مقام خوارى فروكش و داغ خيانتش برنه و ننگ تهمت بر گردنش بند.
(٤) به آنچه (حال) خراجگزاران را بهبود بخشد با دلبستگى رسيدگى كن[١] زيرا اصلاح خراج (ماليّات) و بهبود خراجگزاران مايه بهبود وضع ديگران است و ديگران جز به آنان سامان نيابند، چه تمام مردم وظيفه خوار خراج و خراجگزارانند. (٥) و بايد نظر تو به آبادانى زمين بيش از علاقه تو به دريافت خراج باشد زيرا به دست آوردن (خراج) جز به عمران و آبادانى صورت نپذيرد و هر كه آباد ناكرده خراج خواهد، شهرها را ويران كند و بندگان (خدا) را هلاك سازد و كارش جز چندى اندك نپايد. (٦) پس خراجگزاران همه شهرهايت را نزد خويش فرا آور و به آنان بفرماى كه از حال سرزمين خود و موجبات بهبود كار خويش و تسهيلات خراجشان آگاهت سازند سپس از كار آگاهان (و كارشناسان) ديگر نيز بخواه كه به تو گزارش دهند و اگر (مردم) از سنگينى (ماليّات و خراج) يا علّتى از قبيل كم آبى و خشكسالى يا غرق و آب گزشدن زمين يا سوختگى (و بىقوّتى زمين) بر اثر تشنگى يا آفتزدگى شكايت كردند بايد تا آنجا كه اميد دارى خدا كارشان را بهبود بخشد به ايشان تخفيف دهى. (٧) و اگر از تو براى بهبود (و تقويت) آنچه به هزينه خود در توان دارند كمكى خواستند به آنها كمك كن زيرا اين كمك تو به بهبودشان انجامد. پس مبادا مقدار تخفيفى كه در ماليّات آنان دادهاى بر تو گران آيد زيرا اين تخفيف اندوختهاى است كه (مردم) ديگر بار به صورت آبادانى سرزمين و آراستگى (آباديهاى) ولايتت به تو باز مىگردانند و افزون بر اين تو ستايش و
[١] در ن، به جاى« و تفقّد ما يصلح اهل الخراج»[ و تفقّد امر الخراج بما يصلح اهله- به كار خراج چنان به دلبستگى رسيدگى كن كه حال خراجگزاران بهبود يابد] آمده است.