رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٨ - منشور على
از احتكار جلوگيرى كن كه پيامبر خدا ٦ از آن منع فرموده. (١) و بايد خريد و فروش سودايى آسان و به ترازويى درست و نرخهايى باشد كه به هيچ يك از دو طرف، فروشنده و خريدار، ستم نشود. پس هر كس بعد از نهى و منع گرد احتكار گرديد او را بازداشت كن و بدون زياده روى كيفرش ده زيرا پيامبر خدا ٦ (خود) چنين كرد.
(٢) سپس، خدا را! خدا را! در باره طبقه فرو دست كه از بيچارگان و بينوايان و نيازمندان و سختى كشيدگان و زمينگيرانند، زيرا اين طبقه قانعان و نيازمندانى[١] هستند كه تن به دريوزگى ندهند. خدا را در حق اين گروه، همان گونه كه از تو حفظ حقوق خود را در باره آنان خواسته است، پاس دار و سهمى از غلّات زمينهاى املاك اسلامى را در هر شهر براى آنها مقرّر گردان كه دور ماندهترين فرد ايشان را همان حقّى است كه نزديكترين آنها راست و تو رعايت حقّ همه اينان را بر گردن دارى و مبادا توجّه[٢] (به ديگر كارها) تو را از پرداختن به اينان باز دارد كه تو به بهانه پرداختنت به كارهاى بسيار[٣] مهمّ در تباه ساختن (حقّى) كوچك معذور نيستى. پس عنايتت را از ايشان برمگير و چهره بر آنان درهم مكش و براى خدا تواضع كن، تا خدايت والايى بخشد (٣) و با ناتوانان فروتنى كن و بدانان بنما[٤] كه در اين كار بديشان نيازمندى. (٤) در كار آنان كه دستشان به تو نرسد (يا گزارش وضعشان را به تو نرساندهاند) و چشمها در ايشان به خوارى بنگرد و دولتمردان كوچكشان شمارند، دلجويانه رسيدگى كن و معتمدان خود را از اشخاص خدا ترس و فروتن بر كار ايشان موظّف گردان[٥] تا وضع آنان را به تو گزارش دهند. آنگاه خود با آنان چنان رفتار كن كه آن روز كه به ديدار خداوند نايل آيى روسپيد باشى زيرا اينان بيش از ديگران نيازمند عدل و انصافند و تو بايد در اداى حق هر يك از ايشان نزد خداوند (وظيفهات را انجام داده و) معذور باشى. (٥) يتيمان و زمينگيران و سالخوردگان را كه بيچاره و درماندهاند و دست سؤال نيز پيش نيارند در عهده (حمايت) خويش گير و براى ايشان مقرّرى خوار بارى معين كن كه بندگان خدايند و با رها ساختن آنان (از پريشانى) و تعيين و تنظيم خوراك و حقوقشان به خدا تقرّب جوى زيرا كارها با درستى نيّت مقرون به اخلاص شود (و محضا للَّه انجام گيرد.) (٦) سپس، به راستى دل همه مردم يا پارهاى از آنان؛ تنها به صرف آنكه نيازشان را برآرى، بىآنكه خود نيازهايشان را روياروى تو باز گويند، آرام نمىيابد و اين (رويارويى با نيازمندان
[١]« المعتز» مأخوذ از آيه شريفه ٣٦ سوره حج است« ... و اطعموا القانع و المعترّ ...» و مراد از معترّ كسى است كه به نيازمندى پيش آيد ولى دريوزگى و سؤال نكند.- م.
[٢] درون، به جاى« نظر»[ بطر- نخوت و غرور] آمده است.( ولى با توجه به دنباله جمله ضبط متن مناسبتر به گمان مىرسد.- م.)
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« الكثير المهمّ»[ الكبير المهمّ- بزرگ اهميت] آمده است.
[٤] در متن« اربهم» و در نسخهاى[ ارئهم- به ايشان ارائه كن و نشان بده] آمده است.
[٥] در اينجا لفظ« فرّغ» به كار رفته و مراد موظّفانى هستند كه منحصرا تمام وقت و همّت خود را صرف شناسايى و گزارش حال مستمندان كنند.- م.