رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٨٣ - ياد كردن ايمان و ارواح و اختلاف آنها از سوى آن حضرت
نخورد و (نيز) چون مؤمن باشد خون به ناحق نريزد. اين (سخن) بر من گران است و سينهام از (قبول) آن تنگ شده تا آنجا كه پندارم (چرا بايد) اين بندهاى را كه نماز مىخواند و مرا به خاك مىسپارد و من او را به خاك مىسپارم[١] به سبب گناهى كوچك كه از او سر زده بىايمان شمارم؟ (١) امام ٧ فرمود: برادرت به تو راست گفته، همانا من از پيامبر خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: خداوند آفريدگان را سه طبقه آفريد و ايشان را در سه پايگاه جا داد و اين است بيان خداوند در اين باب: فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ- يكى اصحاب يمين، و چه حال دارند اصحاب يمين و [ديگرى] اصحاب شمال، و چه حال دارند اصحاب شمال و [سوّمين] سابقان كه پيشتازانند. اينانند كه مقرّبند»[٢] (٢) امّا آنان كه خداى عزّ و جلّ از ايشان به عنوان پيش افتادگان مقدّم ياد كرده است همانا پيغمبران مرسل و غير مرسلند كه خداوند در آنان پنج روح نهاده: روح القدس، و روح ايمان، و روح نيرو، و روح خواستارى، و روح كالبد. (٣) پس به روح القدس پيامبران مرسل مبعوث شدند و به روح ايمان خدا را پرستيدند و چيزى را با او شريك نساختند و به روح نيرو با دشمن خويش پيكار كردند و اسباب زيست خود را فراهم ساختند و به روح خواستارى لذّت خوردن و نوشيدن و همسرى با زنان حلال را دريافتند[٣] و به روح كالبدى جنبيدند و رشد كردند. (٤) آنان آمرزيدهاند و از لغزششان گذشت شده، سپس (خداوند) فرمود: تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ- اينان پيامبرانى هستند كه بعضى را بر بعضى برترى بخشيدهايم؛ از آنان كسى هست كه خداوند با او سخن گفته است؛ و بعضى را مرتبتى بلند ارزانى داشته است؛ و عيسى بن مريم را معجزات آشكار داديم و او را به
[١] اين خبر را محمد بن حسن صفّار در بصائر الدرجات روايت كرده و آن كتاب از مآخذ معتبرى است كه كلينى و ديگران رضوان الله عليهم از آن نقل كردهاند و همچنين كلينى( اين خبر را) خود در كافى، باب كبائر ج ٢ ص ٢٨١، با جزئى تفاوتى در پارهاى موارد روايت كرده است. از جمله آن تفاوتها يكى همين عبارت است كه در كافى به جاى« انّ هذا العبد الّذى يصلّى و يوارينى و اواريه»[ ... يصلّى صلاتى و يدعو دعائى و يناكحنى و اناكحه و يوارثنى و اوارثه- كه نماز چون نماز من مىخواند و دعا چون دعاى من مىكند و با من تزويج مىكند و من با او زناشويى مىكنم و از من ارث مىبرد و من از او ارث مىبرم] آمده است و در بصائر نيز همين گونه نقل شده و شايد اين ضبط درستتر باشد.
[٢] الواقعه، ٨ و ٩ و ١٠.
[٣] در پارهاى نسخهها و نيز در كافى به جاى« نكحوا الحلال من النساء»[ من شباب النساء- از زنان جوان] آمده است.