رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٨٥ - ياد كردن ايمان و ارواح و اختلاف آنها از سوى آن حضرت
چون دست به گناه زند از ايمان جدا گردد[١] و ايمان (نيز) از او دور شود و هرگز باز نيايد يا (باز نگردد، مگر آنكه) توبه كند.[٢] و اگر توبه كند و به ولايت (امامان عليهم السّلام) معترف باشد خدا توبهاش را بپذيرد و اگر به گناه باز گردد و اعتقاد به ولايت را ترك گويد خدايش به آتش دوزخ درافكند.
(١) اما (مراد از) شومها، همان يهود و نصارايند، خداوند سبحان مىفرمايد: الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ. الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ- اهل كتاب او را مىشناسند به همان گونه كه فرزندانشان را مىشناسند. البتّه گروهى از آنان ديده و دانسته حق را پنهان مىدارند حق از سوى پروردگارت [نازل شده] است، هرگز از دو دلان مباش». (٢)[٣] پس چون آنچه را مىشناختند انكار كردند خداوندشان بدان گرفتار كرد و روح ايمان را از آنان ربود و در كالبدشان (فقط) سه روح را جاى داد: روح نيرو و روح شهوت و روح پيكر. آنگاه ايشان را به (شمار) چهار پايان پيوست و فرمود: إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ- آنان جز همانند چهار پايان نيستند.[٤] زيرا جانور چهارپا به روح نيرو بار بردارد[٥] و به روح شهوت علف خورد و به روح پيكر راه رود.
پرسنده به آن حضرت عرض كرد: دلم را زنده كردى.[٦]
[١] در كافى به جاى« تفصّى من الايمان و تفصّى الايمان منه»[ نقص منه الايمان و تفصّى الايمان منه- از ايمان او بكاهد و ايمان از او دور شود] آمده است.
[٢] در كافى به جاى« فليس بعائد ابدا او يتوب»[ فليس يعود فيه حتّى يتوب- در( وجود) او باز نگردد تا توبه كند] آمده است.
[٣] البقرة، ١٤٦ و ١٤٧
[٤] الفرقان، ٤٤
[٥] در كافى به جاى« الدّابة تحمل»[ الدابّة انّما تحمل] آمده است.
[٦] در كافى پس از« احييت قلبى»[ ... باذن اللَّه يا امير المؤمنين- اى امير مؤمنان به اذن خدا دلم را زنده كردى] آمده است.