رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٠١ - سفارش امام
(١) اى هشام، آزرم از ايمان است و ايمان در بهشت و دهان دريدگى[١] از درشتخويى است و درشتى در دوزخ.
(٢) اى هشام، سخنگويان سه گروهند: سود برنده و سالم و پرگوى ياوهسرا. سودبرنده ذكر گوى خداست و سالم همان خموش است ولى پرگوى ياوهسرا كسى است كه به باطل فرو شود. به راستى، خداوند بهشت را بر هر هرزهدراى دريده دهان بىآزرمى كه از آنچه گويد و گويندش پروايى ندارد، حرام كرده است. ابو ذرّ، رضى اللَّه عنه، مىگفت: «اى دانش پژوه به راستى اين زبان كليد نيكى و كليد بدى است، پس همان گونه كه بر زر و سيمت مهر و قفل مىنهى بر دهانت نيز مهر برزن» (٣) اى هشام، چه بد بندهاى است بندهاى كه دوروى و دو زبان باشد، برادرش را در پيش رويش به چرب زبانى بستايد و در پشت سر بخورد.[٢] اگر به او نعمتى دهند بر وى حسد برد و اگر گرفتار شود واگذاردش. به راستى زودپاداشترين نيكى احسان است و زود كيفرترين بدى تجاوز. و به راستى بدترين بندگان خدا كسى است كه از هرزهدرايى او همنشينى با او را ناخوش دارى، و آيا چيزى جز آنچه مردم به زبان خويش درو كردهاند آنان را به دوزخ سرنگون كند؟ از حسن اسلام مرد ترك سخن بيهوده از جانب اوست.
(٤) اى هشام، مرد مؤمن نيست مگر اينكه بيمناك اميدوار باشد و بيمناك اميدوار نيست مگر بدان چه بيم و اميد دارد عمل كند.
(٥) اى هشام، خداى عزّ و جلّ فرمايد: به عزّت و شكوه و بزرگى و قدرت و آبرو و بزرگوارى مقامم سوگند، هيچ بندهاى نباشد كه مراد مرا بر خواهش خود رجحان دهد مگر آنكه او را در پيش خود بىنياز سازم و به انديشه آخرتش افكنم و در پيشهاش[٣] كفايتش دهم و آسمانها و زمين را ضامن روزيش گردانم و خود در پشت تجارت (و سود) هر تاجرى باشم.[٤] (٦) اى هشام، خشم كليد هر بدى است، و كاملترين مؤمنان در ايمان نيكخوترين آنهاست. چون با مردم آميزش كنى اگر توانى با كسى نياميزى مگر آن كه تو را بر او دست احسان و خدمتى باشد،[٥] پس چنان كن.
(٧) اى هشام، بر توست مراعات نرمش زيرا نرمش فرخنده و تندخويى شوم است. به راستى،
[١]« البذاء» به معنى فحش است و« البذيء» بيخردى است كه در سخن گفتن بىشرم و دريده دهان باشد.
[٢]« در پشت سر كسى را خوردن» كنايه از غيبت كردن از اوست چه به فرموده قرآن: غيبت گفتن از برادر چون خوردن گوشت او باشد.- م.)
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« ضيعته»[ صنعته- صنعتش] آمده است.
[٤] يعنى پشتوانه او باشم و از او حمايت كنم.
[٥] يعنى فقط با كسى بياميز كه به سبب پيشدستى در احسان و امكان خدمت تو را بر او برترى باشد.