رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩٩ - سفارش امام
ولى جز كسى از شما كه آن را بكار بندد بدان رهنمايى نيابد.
(١) اى هشام، به راستى، مسيح ٧ به يارانش گفت: «اى بندگان بدى، بلندى درخت خرما شما را مىترساند و خار و دشوارى بالا رفتن از آن را به ياد مىآوريد ولى گوارايى و شيرينى ميوه و سودهاى آن را فراموش مىكنيد، همچنين رنج كار آخرت را به ياد مىآوريد و موعد سر رسيدش به نظرتان طولانى مىآيد ولى فيضى را كه از نعمت و پرتو و ميوه آن نصيبتان مىشود فراموش مىكنيد. (٢) اى بندگان بدى، گندم را پاك كنيد و پاكيزه سازيد و به نرمى آردش كنيد تا مزهاش را بيابيد و خوراكش بر شما گوارا باشد، همچنين ايمان را سره سازيد و كاملش كنيد تا شيرينى آن را دريابيد و از سرانجامش سود بريد. به حق به شما مىگويم: اگر چراغى يابيد كه به روغن، در شبى تار برافروزد از نورش بهره گيريد و بوى زنندهاش مانع شما نشود، همچنين شما را سزد كه حكمت را نزد هر كه يافتيد فرا گيريد و بىعلاقگى وى (در آموزش آن) مانع فراگيرى شما نشود. (٣) اى بندگان دنيا، به حق به شما مىگويم: به شرافت آخرت جز با ترك آنچه دوست داريد نرسيد، و براى توبه كردن انتظار فردا را نكشيد زيرا تا فردا، روزى و شبى مانده است و قضاى الهى[١] در اين دو در رسد و بگذرد. (٤) به حق به شما مىگويم: به راستى، كسى كه وامى از مردم برگردن ندارد آسودهتر و كماندوهتر از كسى است كه وامى به گردن دارد هر چند (وام خود را) نيكو پردازد، و همچنين هر كه گناهى ندارد آسودهتر و كماندوهتر از كسى است كه گناه كرده هر چند خالصانه توبه كند و باز گردد. و به راستى گناهان كوچك، ناچيز از دامهاى ابليس است، آنها را به ديده شما ناچيز و كوچك نماياند تا گرد آيند و فزون شوند و شما را فرا گيرند. (٥) به حق به شما مىگويم: مردم در حكمت (و دانش) دو گونهاند: مردى آن را به گفتار استوار (و نيك) گويد و با كردار تصديقش كند و مردى (ديگر) به گفتار نيكو گويد و با كردار بدش تباه كند، پس ميان اين دو چه قدر فاصله است! خوشا بر دانايان با كردار و بدا بر دانايان به (صرف) گفتار. (٦) اى بندگان بدى، مسجدهاى پروردگارتان را زندانى براى پيكرها و پيشانيهاى خود سازيد و دلهايتان را خانههاى پرهيزگارى كنيد و دلهاى خويش را جايگاه شهوتها نكنيد. به راستى، بيتابترين شما هنگام بلا دنيا دوستترين شماست و شكيباترين شما بر بلا بىرغبتترين شما به دنياست. (٧) اى بندگان بدى، مانند بازهاى رباينده و روباهان فريبنده و گرگان حيلهگر و شيران درنده نباشيد كه آنچه آنها با شكار دريده خود كنند شما با مردمان همان كنيد، گروهى را برباييد و گروهى را بفريبيد و با گروهى نيرنگبازيد. (٨) به حق به شما مىگويم: پيكر را نه همين (فساد) بس كه برونش درست و درونش فاسد باشد؟ همچنين پيكرهاى شما را (نه همين تباهى بس) كه خوشايندتان هستند و دلهايتان فاسد است؟ شما را سودى ندهد كه پوستهايتان را پاكيزه سازيد و دلهايتان چركين باشد. چون غربال نباشيد كه آرد نرمه خوب را بيرون دهد و نخاله را
[١] كنايه از مرگ است هر صبح و شام و گاه و ناگاه در رسد.