رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٧٥ - از سخنان امام
مرگبار[١] گرديد. و اگر كسى (شبى) لختى در پناه آسودگيش آرميد بامدادانش به ترسناكترين هراس افكند.[٢] (١) پر فريب است و هر چه در آن است جمله فريب باشد. فانى است و هر كه بر پهنه آن است (نيز) مردنى است. در هيچ يك از توشههاى آن خيرى نيست مگر تقوى. (٢) هر كه از دنيا (نصيبى) كم يافت افزونش را طلبيد كه تأمينش كند و هر كه افزون يافت، برايش نماند و زود زوال پذيرفت. بسا كسا كه بدان تكيه زد و (دنيا) ناگهانش گزندى دردناك رساند و چه بسا دلبستهاى بدان كه به خاك هلاكش افكند و (بسا) خويشتن دارى محتاط را كه بفريفت و چه بسا والايى شكوهمند را كه خوار و بيمقدار، و متكبرى با نخوت را كه گرسنه و نادار ساخت و چه بسا تاجدارى را كه دست و دهان بسته نگونسار نمود. (٣) سلطنتش خواريست[٣] و زندگيش تيرگى و گوارايش دهان سوز و شيرينش تلخ.
زندهاش آماج مرگ و تندرستش دستخوش بيمارى و سرافرازش در معرض سرنگونى. و ملكش ربوده (و مسلوب) و عزيزش ذليل (و مغلوب) و ايمنش درهم كوفته (و منكوب) و پناهجويش تاراج ديده (و محروب)؛ و از پس اين همه، رنج واپسين دمهاى مرگ و نالههاى آن و هراس در شدن به جهانى ديگر و ايستادن برابر حاكمى كه دادگر است كه لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى- سرانجام بدكاران را بر وفق كار و كردارشان جزا دهد و نيكو كرداران را به پاداش نيكو [بهشت] جزا دهد».[٤] (٤) آيا شما (اينك) در خانههاى آنان كه پيشتر و بيشتر از شما زيستند و آثارى روشنتر و افرادى آمادهتر و و جمعيّتى انبوهتر و عنادى سختتر از شما داشتند، بسر نمىبريد؟. دنيا را با پرستشى (شيفتهوار) مىپرستيدند و آن را با رجحانى (فزون از حدّ) بر هر چيز ديگر برگزيدند. سپس به خوارى از آن كوچيدند. آيا (شما نيز) اين را برگزيديد؟ يا به همين مشتاق و آرزومنديد؟ و آيا بر همين دل بستهايد؟ خداوند فرمايد: مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ. أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ- هر كس زندگانى دنيا و تجمّل آن را بخواهد، حاصل اعمالشان را در همين دنيا به تمامى به آنان مىدهيم، و در آن كم و كاستى نخواهند ديد* اينان كسانى هستند كه در آخرت نصيبى جز آتش دوزخ ندارند و هر چه در دنيا كردهاند بر باد رفته و كردارشان باطل شده است».[٥] (٥) پس (دنيا) بد خانهايست براى كسى كه از آن نهراسد[٦] و در آن بر بيم نباشد. و بدانيد- هر چند خود مىدانيد- كه شما ناگزير دنيا را ترك مىكنيد و به راستى دنيا همچنان است كه
[١] در اصل« فاوبى- وبا خيز شد».
[٢] در ن، به جاى« في اخوف خوف»[ على قوادم خوف- بر پيشامدهاى خوفناك] آمده است.
[٣] در ن، به جاى« ذلّ»[ دول- نوبتى و گذرنده] و در پارهاى نسخهها[ زلّ- لغزش] آمده است.
[٤] النّجم، ٣١
[٥] هود، ١٥، ١٦
[٦] در ن، به جاى« لم يتهيّبها»[ لم يتّهمها- آن را متهم نكند و بدان بدگمان نباشد] آمده است.