رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٤١ - از سخنان آن حضرت
روشنگر (و مفسّر) گفته پيامبر ٦ به على ٧ است كه فرمود: «تو نسبت به من چون هارون نسبت به موسى هستى».
علماء گفتند: اين در كجاى قرآن است؟
(حضرت) ابو الحسن ٧ فرمود: من در اين باره (دليل) قرآنى دارم، آن را بر شما مىخوانم، گفتند: بياور. (امام ٧ گفت: گفته خداى عزّ و جلّ است (كه فرمايد): وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى وَ أَخِيهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً- و ما به موسى و برادرش (هارون) وحى كرديم كه قومتان را در مصر در خانههايى سكنى دهيد و خانههايتان را (رو به) قبله كنيد[١]» در اين آيه بيان منزلت هارون نسبت به موسى ٧ است و همچنين دلالت بر منزلت (و مقام) على ٧ نسبت به پيامبر خدا ٦ دارد. و همراه آن دليل روشن (ديگرى) است در اين گفته پيامبر ٦ آنگاه كه فرمود:
«به راستى، اين مسجدى است كه (سكونت در آن) براى هيچ جنب و حائضى حلال نباشد مگر براى محمد و آل محمد».
علماء گفتند: اين شرح و اين بيان جز نزد شما گروه خانواده پيامبر خدا ٦ يافت نمىشود! (حضرت) ابو الحسن ٧ فرمود: چه كسى منكر اختصاص (اين دانشها) به ماست در حالى كه پيامبر خدا ٦ مىفرمايد: «من شهر دانشم و على در آن است، هر كه خواهد به شهر دانش[٢] در آيد بايد از در آن درآيد» پس در آنچه ما از فضل و شرف و پيشى و برگزيدگى توضيح و شرح داديم جز مخالفى لجوج و سرسخت انكار نياورد، و سپاس بر اين (حقيقت) از آن خداى عزّ و جلّ است. اين هم چهارمين (مورد).
(١) ٥. امّا پنجم: گفته خداى عزّ و جلّ است: وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ- حق خويشاوند را بدوه بده»[٣] اين خصوصيتى است كه خداوند چيرهدست با جبروت به ويژه به (خانواده پيامبر) اختصاص داده و ايشان را بر تمام امّت برگزيده است. هنگامى كه اين آيه بر پيامبر خدا ٦ فرود آمد فرمود: فاطمه را نزدم بخوانيد، او را خواندند و پيامبر فرمود: اى فاطمه، پاسخ داد: لبّيك اى پيامبر خدا، فرمود: به راستى فدك به لشكركشى و تاخت و تاز سواران[٤] گرفته نشده و
[١] يونس، ٨٧
[٢] در العيون به جاى« اراد مدينة العلم ...»،[ اراد المدينة ...- هر كه خواهد بدان شهر درآيد] آمده است.( حكيم ابو القاسم فردوسى اين حديث نبوى را- با تقدّم مصراع دوّم- چنين منظوم ساخته است:
\sُ درست اين سخن قول پيغمبر است\z كه من شهر علمم عليّم در است.\z\E- م.)
[٣] الاسرى، ٢٦
[٤] در العيون به جاى« ... انّ فدك لم يوجف عليها ...»،[ ... هذه فدك و هى ممّا لم يوجف عليه ...- اين فدك است و از( املاكى) است كه بر آن لشكر نتاخته ...] آمده است.