رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٠٣ - از آن حضرت
(١) و فرمود ٧: هر كه از مكر خدا و بازخواست دردناك او آسودهوار زيد، بزرگى فروشد تا قضاى الهى و امر نافذش او را فراگيرد و هر كه در خداشناسى به استدلال آگاه باشد مصيبتهاى دنيا، هر چند او را به مقراض تكّه تكّه كنند و پراكندهاش سازند، بر او سبك آيد.
(٢) داود صرمى[١] گفت: سرورم مطالب مورد نياز بسيارى به من فرمود (كه به ديگران باز گويم) و آنگاه به من فرمود: بگو: چه خواهى گفت؟ و من چنان كه او فرموده بود به ياد نسپرده بودم، پس دواتى پيش كشيد و نوشت: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم. به يادش آرم، ان شاء الله، و كار به دست خداست. من تبسّمى كردم. (امام) ٧ فرمود: تو را چه مىشود (و به چه مىخندى) عرض كردم: خير است، فرمود: به من بگو (سبب خندهات چيست؟) عرض كردم: فدايت شوم به ياد حديثى افتادم كه مردى از ياران ما از جدّت (امام) رضا ٧ به من باز گفت (بدين مضمون) كه چون (آن حضرت) دستور مطلبى مىداد مىنوشت: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، به ياد آرم، ان شاء الله، و كار به دست خداست. و من از اين رو لبخند زدم. (امام) ٧ به من فرمود: اى داود، اگر بگويم ترككننده تقيّه چون ترككننده نماز است راست گفته باشم.[٢] (٣) روزى (امام) ٧ فرمود: خوردن خربزه خوره آورد. به او عرض كردند: آيا نه چنين است كه مؤمن چون به چهل سالگى رسد از ابتلاى به ديوانگى و خوره و پيسى مصون باشد؟
(امام) ٧ فرمود: آرى، ولى اگر مؤمن خلاف فرمان كسى كه او را در امان و مصونيّت نگهداشته رفتار كند ايمن نيست كه به كيفر خلاف خود دچار نشود.
(٤) و فرمود ٧: سپاسگزار از بركت شكر خود سعادتى بيشتر از نعمتى كسب مىكند كه موجب سپاس او بوده است زيرا نعمتها كالاى دنيايند ولى شكر، (متضمّن) نعمتهايى است همراه با آخرت.
(٥) و فرمود ٧: به راستى، خدا دنيا را خانه آزمايش و آخرت را سراى درنگ، و بلاى دنيا را مايه پاداش آخرت و پاداش آخرت را عوض بلاى دنيا قرار داده است.
(٦) و فرمود ٧: به راستى ستمكار بردبار را بسا باشد كه به سبب بردباريش از ستمكارش درگذرند و حقدار بىخرد بسا كه به سبب بىخردى خود پرتو حقّ خويش را خاموش كند.[٣]
[١] ابو اسماعيل داود صرمى، از اصحاب امام هادى ٧ و شيعه امامى نيكويى بود.
[٢] پيداست مطالبى كه امام ٧ به داود فرموده از جهت حفظ تقيّه چنان محرمانه بوده است كه حتى نگاشتن آنها بر يادداشت خصوصى هم محظور داشته و امام ٧ در يادداشت با قيد ان شاء الله مسألت كرده كه آن مطالب نانوشتنى را به ياد آرد و سبب لبخند داود نيز همين( يادداشت مطلب نانوشته) بوده است.
[٣] اين حكم بيشتر ناظر بر مرافعات قضايى است كه اگر كسى كه ستم كرده در دادگاه تحمّل و متانت و بردبارى نشان دهد توفيق بيشترى از صاحب حقّ ستمديدهاى دارد كه بيخردى كند و نتواند عاقلانه حق خود را اثبات كند.- م.