رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦٢ - سپس حقوق پيشوايان
گواهان در نظر تو بيشتر از (خود او) مورد اعتمادند و چنين مىنمايد كه تو[١] به بازپسگيرى امانتت از او اعتماد ندارى. سپس به دادن صدقه بر هيچ كس منّت منه زيرا كه آن (صدقه) براى خود توست و اگر بر كسى به دادن آن منّتگذارى ايمن مباش كه به روز زار همان كس كه بر او منّت نهادهاى بيفتى (و خود مستحقّ صدقهگيرى شوى) زيرا اين دليل است كه تو آن (صدقه) را (پس اندازى) براى خود نخواستهاى چه اگر آن را براى خود مىخواستى هرگز بر ديگرى منّت نمىنهادى. و لا قوّة الّا باللَّه (و نيرويى نيست جز به خداوند).[٢] (١) ١٣. امّا حقّ قربانى اين است كه از انجام آن، خالصانه قصد (نزديكى) به خدا و رحمت و پذيرفتن او را داشته باشى و براى جلب نظر ديگر بينندگان نباشد. پس اگر چنين باشى، سختگير خودنما و ظاهرساز نيستى و به راستى آهنگ (نزديكى) به خدا را دارى. و بدان كه خدا را بدان چه آسان و ميسّر است بخواهند (و رضايش را بجويند) و بدان چه دشوار است نخواهند همچنان كه خداوند هم از آفريدگان خود (انجام تكليف) آسان را خواسته و (تكليف شاقّ) و دشوار بر آنها ننهاده است. و نيز فروتنى براى تو شايستهتر از رياست مآبى است زيرا فزونگرايى (و زحمت) و پرخرجى در نهاد رياست مآبان است امّا در فروتنى و خاكسارى نه فزون گرايى (و زحمتى) است و نه هزينهاى بر مىدارد. زيرا اين دو خصلت (فروتنى و خاكسارى) موافق آفرينش و هر دو در سرشت طبيعى موجودند.[٣] و لا قوّة الّا باللَّه (و نيرويى جز به خداوند نيست).[٤]
سپس حقوق پيشوايان
(٢) ١٤. امّا حقّ ادارهكننده تو به حكومت (حقّ فرمانروا و پيشواى تو) اين است كه بدانى تو براى او وسيله آزمايش (او نزد خدا) شدى و او به خاطر تسلّطى كه خداوندش بر تو داده به وسيله تو آزمايش مىشود، و اينكه خير خواه او باشى و با او نستيزى كه به راستى دستش بر تو گشوده است، و سبب نابودى خود و هلاك او نگردى. نسبت به او (چندان) زير دستى و نرمش كن كه خرسندى او را، بدان حد كه زيانش به تو نرسد و (در عين حال) زيانى به دين تو نزند، به دست
[١] در متن« لا كأنّك- نه چنان كه گوئى تو» آمده كه مخلّ مفهوم است و در پارهاى نسخهها[ كأنّك] آمده( كه در ترجمه ترجيح داده شد.- م.)
[٢] در آن دو كتاب بعد از« الاشهاد- گواهگيرى»،[ عليها- بر آن] آمده و بعد از« استودعه علانية- آشكارا به امانت گذارى»،[ و تعلم انّها تدفع عنك البلايا و الاسقام في الدنيا و تدفع عنك النّار في الآخرة- و بدانى كه صدقه بلاها و بيماريها را در دنيا، و آتش دوزخ را در آخرت از تو دور مىكند] آمده است.
[٣] زيرا خداوند ما را از عنصر فرودين و خاك آفريده است.- م.
[٤] در آن دو كتاب آمده است[ ... ان تريد به اللَّه عزّ و جلّ و لا تريد به الّا التعرّض لرحمة اللَّه و نجاة روحك يوم تلقاه- ... كه از آن خداى عزّ و جلّ را بخواهى و جز شمول رحمت خدا را بر خويش و نجات روح خود را در روزى كه با او ملاقات كنى نخواهى]