رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٠٥ - نامه امام
نامه امام ابى محمد حسن بن على عسكرى عليهما السّلام به اسحاق بن اسماعيل بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
از امام پاك گهر رهنما، ابى محمد حسن بن على (عسكرى) عليهما السّلام در تفصيل اين معانى روايت شده است
(١)
نامه امام ٧ به اسحاق بن اسماعيل نيشابورى
[١] (٢) خداوند ما و ترا در پرده (اغماض و گنهپوشى يا پرده استتار از دشمنان كينهتوز) خويش محفوظ و مستور دارد، و تو را در تمام كارهايت به لطف و احسان خود يارى فرمايد. خدايت رحمت كند (مرادت را از) نامهات فهميدم، و ما به حمد و نعمت خدا اهل خاندانى هستيم كه دلسوز دوستداران خويشيم و به احسان پى در پى خداوند بر ايشان و بخشش او به آنان شادمان مىشويم، و هر نعمتى را كه خداوند تبارك و تعالى به آنان ارزانى فرمايد به شمار (نعمت بر خود) گيريم. اى اسحاق، خداوند بر تو و همگنانت، هر كسى كه خداوند بر او رحمت آورده و به مانند بصيرت تو بينا دلش ساخته است، نعمت خود را تمام كرده و كمال نعمتش را نيز رفتن به بهشت مقدر فرموده است. و هيچ نعمتى، هر چند گرانقدر و پر ارزش باشد، وجود ندارد مگر آنكه لفظ «الحمد للَّه- سپاس خاصّ مر خداى را» كه نامهايش مقدّس است سپاس پرداز آن نعمت باشد. و من گويم[٢] «الحمد للَّه» به بهترين سپاسى كه سپاسگزار به درگاهش تا ابد جاودانه وى را چنان سپاس دارد[٣]، در برابر منّتى
[١] وى موثّقى از اصحاب( حضرت) ابى محمد عسكرى ٧ و همچنين از كسانى است كه نامههاى ويژه( توقيعات) امام ٧ به او مىرسيده. كشى در باره اين نامه در رجال خويش گويد: يكى از موثّقان در نيشابور حكايت كرد كه نامهاى براى اسحاق بن اسماعيل از جانب( حضرت) ابى محمد( امام حسن عسكرى) ٧ شرف صدور يافت و امام ٧ چنين مرقوم فرموده بود:« اى اسحاق بن اسماعيل، خداوند ما و تو را در پرده ستر خود مستور فرمايد ... تا پايان خبر، با تغييرات و اضافاتى چند. مجلسى نيز آن را در مجلد دوازدهم البحار، چاپ سنگى، آورده است.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« و انا أقول ...»[ فأنا اقول ...- پس من مىگويم] آمده است( كه تفاوت مفهوم ظريفى دارد.- م.)
[٣] يعنى با اداى لفظ« الحمد للَّه» كه به معنى اختصاص سپاس به درگاه خداى سبحان است؛ من علاوه بر اختصاص كه در خود لفظ« الحمد» مضمر است نوع سپاس را نيز به بهترين نوعى كه ممكن است بندهاى مؤمن به درگاه خدا به نحوى جاودانه سپاس گزارد، اختيار و تقديم آستان والاى الوهيّتش مىدارم.- م.