رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢ - پارهاى از سخنان حكمت بار و گفتار پيامبر
و شرّش را مهار كشد.
(١) و امّا پارسا را ده نشانه باشد: به حرامشدهها بىرغبت است، نفس خود را باز دارد، واجبات پروردگارش را بر پاى دارد، اگر زير فرمان باشد به نيكى فرمان برد و اگر فرمانروا باشد به نيكويى فرمان راند، دودمان پرست نباشد[١] و كينهتوزى نكند، با آن كه بر او بدى كرده نيكى كند و بدان كس كه زيانش زده سود رساند و از آن كس كه بر او ستم رانده درگذرد، و به خاطر خدا فروتنى ورزد.
(٢) امّا نيكوكار را ده نشانه است: براى خدا دوست دارد، و به خاطر خدا دشمن دارد، يار براى خدا شود و براى خدا (از نااهلان) جدا شود، براى خدا خشم كند، و به خاطر خدا خشنود شود، محض خدا كار كند و خدا را بجويد و به خدا سر سپرد و از او پروا كند و بيم دارد، پاك و ناب و شرمسار و هشيار باشد، و براى خدا نكوكارى كند.
(٣) و امّا نشانه پرهيزگار شش است: از خدا بترسد و از تندى بپرهيزد و چنان بام را به شام و شام را به بامداد رساند كه گويى خدا را به چشم مىبيند، به دنيا اهميّتى ندهد، و چيزى از دنيا به ديده او بزرگ نيايد، و نيكخويى ورزد.[٢] (٤) امّا نشانه گرانجان (خودنما) چهار است: در آنچه بدو مربوط نيست جدال كند و باز بر دستش بستيزد، بدان چه نتواند رسيد دست يازد و بر آنچه نجاتش ندهد همّت گمارد.
(٥) و امّا نشانه ستمكار چهار است: با فرادست خود از سر نافرمانى ستم كند و بر فرو دست خويش به چيرگى درشتى ورزد، با حق دشمنى كند، و ستم را آشكار سازد[٣].
(٦) امّا نشانه ريا كار چهار است: اگر كسى نزد او باشد در كردار براى خدا (خود را) حريص نشان دهد و هر گاه تنها باشد تنبلى كند و در هر كارى ستايش خواه باشد، و در ظاهر آرايى سخت بكوشد.
(٧) و امّا نشانه دوروى چهار است: هرزه درون است و زبانش بر خلاف دل و گفتارش بجز كردار، و نهانش خلاف آشكار اوست. پس واى بر دوروى از آتش دوزخ.
(٨) امّا نشانه حسود چهار است: غيبت و چاپلوسى، و شادمانى بر مصيبت (ديگران)[٤] (٩) و امّا نشانه زياده رو چهار است: باليدن به باطل و خوردن بيش از نياز خود و بىميلى به انجام كار نيك، و انكار هر كس كه وى سودى از او نبرد.
[١] در متن« حمّية» و در پارهاى نسخهها« محمية» آمده كه آن هم به معنى جانبدارى و دودمانپرستى و نزديك به« حمية» است.
[٢] در متن« لحسن خلقه- از آنجا كه نيكو نهاد است» به صورت متمّم نشانه پنجم آمده ولى در پارهاى نسخهها« محسن خلقه- نيكخويى ورزد» آمده است.( به اين ترتيب جمله« چيزى از دنيا به ديده او بزرگ نيايد» نشانه پنجم و عبارت« نيكخويى ورزد» نشانه ششم مىشود كه متن فاقد آن است و در ترجمه وجه دوّم ترجيح داده شد.- م.)
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« يظهر الظلم»« يظاهر الظلمة- به ستمگران مدد كند» آمده است.
[٤] پيداست يك نشانه ديگر از قلم كاتب افتاده است.- م.