رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨١ - نامه امام(سجاد)
لَشَدِيدٌ- اگر شكر نعمت به جاى آريد بر نعمت شما مىافزايم و اگر ناسپاسى كنيد، به راستى عذاب من بسيار سخت است»[١] (١) پس بنگر فردا كه در پيشگاه خدا ايستى چگونه مردى باشى، آن دم كه خدا از نعمتهاى خويش (كه به تو ارزانى داشته) باز پرسدت كه چگونه پاس داشتى؟ و از حجّتهاى خود پرسدت كه آنها را چگونه گذراندى؟ و هرگز مپندار كه خدا عذرى از تو بپذيرد و به تقصير تو (در طاعت) خرسند باشد. هيهات هيهات كه چنين نيست. او در كتاب خويش علما را مسئول دانسته آنجا كه فرمايد:
لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ- بايد (حقايق قرآن) را براى مردم بيان كنيد و آن را پنهان نسازيد»[٢] (٢) و بدان كه كمترين چيزى را كه پنهان داشتى و سبكترين بارى كه بر دوش دارى اين است كه با وحشت ستمگر خو گرفتى (و با او همدمى كردى) و راه گمراهى را آن دم كه به او نزديك شدى و آن لحظه كه دعوتش را پذيرفتى، هموار كردى. وه چه مىترسم (بر تو) كه فردا همراه با خائنان گرفتار گناه خود باشى و از آنچه براى كمك به ستمكاران گرفتهاى به بازپرسى كشانندت، زيرا تو چيزى را از كسى كه آن را به تو بخشيده گرفتهاى كه از آن تو نيست و به كسى نزديك شدهاى كه حقّ هيچ كس را نپرداخته و تو نيز از راه نزديكيت به او از باطلى جلوگيرى نكردهاى. تو كسى را كه با خدا در جنگ بوده دوست داشتهاى، (٣) آيا نه چنين است كه (حاكمان جائر) با دعوت از تو، آنگاه كه تو را (به همكارى) فرا خواندند، تو را محورى براى گرداندن چرخ ستمگريها ساختند و تو را پلى براى عبور به سوى بلارسانيهايشان، و نردبان گمراهى خويش قرار دادند و مبلّغ تباهكارى و رهنورد راه خطاى خود كردند؟ در تو نسبت به علماى راستين (آل محمد) ايجاد شكّ كردند و دل نادانان را به وسيله تو شكار كردند و گزيدهترين وزيران و نيرومندترين دستيارانشان هم به اندازه تو فساد آنها را آراستگى و صلاح وانمود نكرد و (مردم را) از خاصّ و عامّ بسويشان نكشيد؟ در برابر آنچه از تو گرفتند چه بسيار كم مزدت دادند (و به چه بهاى ناچيزى وجدانت را خريدند) و چه اندك (خانهاى) در جهان برايت آباد كردند و چگونه (خانه آخرتت را) ويران كردند. پس مراقب نفس خود باش كه ديگرى آن را برايت مراقبت نكند، و چون مردى مسئول به حسابرسى از خود پرداز.
(٤) بنگر كه سپاست از آن كس كه تو را به نعمتهاى (بيدريغ) خويش در خردى و بزرگيت پرورده چگونه و بر چه پايه است. وه چه مىترسم كه تو از آنان باشى كه خداوند در كتابش فرمايد: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا- از پس آنان جانشينانى [ناصالح] آمدند كه كتاب آسمانى را از پيشينيان فرا ستاندند [ولى] متاع زندگى دنيوى را طلب كردند
[١] ابراهيم، ٧
[٢] آل عمران، ١٨٧