رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٠ - معانى والا در سخنانى كوتاه از پيامبر
خدا و سزاوارانش روا نباشد، و كسى كه خود را در مرتبهاى غير از آنچه خدا وى را در آن نهاده قرار دهد خدايش دشمن دارد و هر كس مردم را به خود خواند و بگويد من سرور شمايم[١] و شايسته سرورى نباشد، خدايش ننگرد تا از گفته (بيجاى) خويش برگردد و از آنچه ادّعا كرده است به درگاه خدا توبه كند.
(١) و فرمود ٦: عيسى بن مريم حوارّيان را گفت: خود را دوست خدا كنيد و به او نزديك شويد. گفتند: اى روح خدا، چگونه خود را دوست خدا كنيم و به او نزديك شويم؟ گفت: با دشمن داشتن مردم نافرمان و (اين كه) خشنودى خدا را با به خشم آوردن آنان بجوييد. گفتند: اى روح خدا، در اين صورت با كه همنشينى كنيم؟ گفت: با آن كه ديدارش شما را به ياد خدا اندازد و گفتارش بر دانشتان بيفزايد و كردارش شما را به سراى ديگر دلسپرده سازد.
(٢) و فرمود ٦: بيگانهترين فرد شما از من بخيل هرزهدارى است.
(٣) و فرمود ٦: بد خويى ناشگون است.
(٤) و فرمود ٦: چون ديديد مردى در آنچه گويد يا بدان چه در باره او گويند بىپرواست، به راستى (بدانيد) كه ناپاك زاده يا زاده ابليس است.
(٥) و فرمود ٦: به راستى خدا بهشت را بر هر بدزبان هرزهدراى كم آزرمى كه پروا ندارد چه گويد و چه در حقّش گويند، حرام كرده است. هان، به درستى اگر به نسبش برسى او را جز ناپاك زاده يا ابليس نطفه نيابى. كسى گفت: اى پيامبر خدا آيا در ميان مردم ابليسان باشند؟ فرمود:
آرى، مگر گفته خدا را نخواندهاى كه (ابليس را) گفت: وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ- در دارايى و فرزندان با ايشان شريك شو[٢] (٦) و فرمود ٦: به هر كه سود رسانى سودت رساند، و هر كه در برابر ناگواريهاى روزگار شكيبايى نيندوزد ناتوان گردد، و هر كه از مردم توشه برگيرد از او توشه برگيرند، و هر كه آنان را وانهد از او دست نكشند. كسى گفت: اى پيامبر خدا پس چه كنم؟ فرمود: از داشته خود براى روز ناداريت به ايشان وام ده.
(٧) و فرمود ٦: آيا شما را به بهترين اخلاق در دنيا و آخرت رهنمايى نكنم؟ (بهترين اخلاق آن است كه) با كسى كه از تو بريده بپيوندى و به كسى كه از تو دريغ داشته بخشش كنى و از كسى كه به تو ستم كرده درگذرى.
(٨) روزى پيامبر ٦ بيرون رفت و مردمى سنگ بر مىگرفتند (وزنه پرانى مىكردند).[٣]
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« انا رئيسكم»« انا وليّكم- من ولىّ شمايم» آمده است.
[٢] الاسراء، ٦٤.
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« يدحون حجرا- سنگ مىپراندند»« يدحرجون حجرا- سنگ مىغلتاندند» آمده( و در هر حال مراد وزنه بردارى و زور آزمايى به افكندن يا غلتاندن سنگهاى گران است.- م.)