رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨٤ - كوتهسخنان امام(زين العابدين)
(١) مردى در حضورش گفت: بار الها مرا از آفريدگانت بىنياز دار.[١] حضرتش ٧ فرمود:
چنين نيست، زيرا مردم به يك ديگر وابستهاند. ولى بگو: بار الها مرا از آفريدگان «شرورت» بىنياز دار.
(٢) و فرمود ٧: هر كه به قسمتى كه خدايش داده قانع باشد همو[٢] بىنيازترين مردم است.
(٣) و فرمود ٧: هيچ كردارى كه با تقوى انجام شود كم (ارج) نيست، و چگونه چيزى كه خدايش بپذيرد كم بها تواند بود؟ (٤) و فرمود ٧: از دروغ بپرهيزيد، چه خرد و چه بزرگ و چه به جدّ و چه هزل، زيرا اگر آدمى دروغ كوچكى گفت بر گفتن بزرگش نيز گستاخ شود.[٣] (٥) و فرمود ٧: همين ياورى الهى تو را بس كه بينى دشمنت در دشمنى با تو راه نافرمانى از خدا را مىپيمايد.
(٦) و فرمود ٧: تمام خير آن است كه انسان خود را نگهدارد.
(٧) (امام سجّاد) ٧ به يكى از فرزندانش فرمود: اى پسرك من، خدا مرا براى تو پسنديد و تو را براى من نپسنديد، سفارش مرا به تو كرد و سفارش تو را به من نكرد، تو بايد (هر چند) به آوردن اندك ارمغانى باشد با من خوشرفتارى كنى.
(٨) مردى از وى پرسيد: زهد چيست؟ امام ٧ فرمود: زهد (بىميلى به دنيا) ده بخش است،[٤] بالاترين درجههاى زهد كمترين مدارج پارسايى و بالاترين مدارج پارسايى پايينترين درجات يقين و بالاترين درجات يقين كمترين درجههاى خرسندى (و قناعت) است. و به راستى (تعريف كامل) زهد در آيهاى از كتاب خدا آمده است: لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ- تا هرگز بر آنچه از دست شما رود اندوه نخوريد و به آنچه به شما رسد دلشاد نگرديد.»[٥] (٩) و فرمود ٧: خواستن نيازها از مردم مايه خوارزيستى و از بين بردن حيا و كاهش شكوهمندى (آدمى) است و همان فقر حاضر باشد، و كم خواستن نيازها از مردم همان بىنيازى
[١] در پارهاى از نسخهها به جاى« عن خلقك»،[ من خلقك] آمده است.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« فهو»،[ كان- او( بىنيازترين مردم) باشد] آمده است.
[٣] كلينى آن را در الكافى، ج ٢ ص ٣٣٨ آورده و پس از آن آورده است:[ اما علمتم أنّ رسول اللَّه ٦ قال: ما يزال العبد يصدق حتّى يكتبه اللَّه صديقا و ما يزال العبد يكذب حتّى يكتبه اللَّه كذابا- آيا نشنيدهايد كه پيامبر خدا ٦ گفت: مادام كه بنده راست گويد خدايش راستگو نويسد و مادام كه بنده دروغ گويد، خدايش دروغزن نويسد؟]
[٤] كلينى آن را در الكافى، ج ٢ ص ١٢٩ به اسناد خود از هاشم بن بريد، از پدرش روايت كرد كه مردى از على بن حسين عليهما السّلام در باره زهد پرسيد، فرمود: عشرة اشياء ...- ده چيز است ... تا پايان حديث، و در ص ٦٢ نيز از آن امام ٧ آورده است:« و فيه عشرة اجزاء ...- و در آن ده بخش است ...» صدوق هم در الخصال همين گونه آورده است.
[٥] الحديد، ٢٣