رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨٥ - كوتهسخنان امام(زين العابدين)
(و توانگرى) موجود است.
(١) و فرمود ٧: به راستى، محبوبترين شما در پيشگاه خدا خوشكردارترين شماست و به راستى، بزرككردارترين شما در پيشگاه خدا مشتاقترين شما به آن چيزى است كه نزد خداوند است. و به راستى، رستگارترين شما از عذاب خدا ترسندهترين شما از خداست، و به راستى، نزديكترين شما به خدا گشادهروترين و خوشخوترين شماست، به راستى پسنديدهترين شما در درگاه خدا نعمت بخشترين[١] شما بر خانواده خويش است و به راستى گرامىترين شما بر خدا[٢] پرهيزگارترين شماست.
(٢) حضرتش ٧ به يكى از پسرانش فرمود: اى پسرك من، پنج كس را در نظر دار و با آنان همنشين و هم سخن و همراه مشو. گفت: پدر جانم آنها كيانند؟[٣] (٣) (حضرت) ٧ فرمود:
مبادا با دروغزن همنشين شوى كه وى همچون سراب است، دور را نزديك و نزديك را به تو دور نماياند (٤) و مبادا با فاسق (بدكاره) همنشين شوى كه تو را به لقمهاى يا به كمتر از آن بفروشد (٥) و مبادا با بخيل همنشين شوى كه تو را بدان گاه كه به مال سخت نيازمندى واگذارد (٦) و مبادا با بيخرد همنشين شوى كه چون خواهد سوديت رساند زيانت زند (٧) و مبادا با آنكه از خويشانش گسيخته (و قطع رحم كرده) همنشين شوى كه من او را در كتاب خدا نفرين شده يافتم.[٤] (٨) و فرمود ٧: به راستى شناخت و كمال ديندارى مسلمان سخن ناگفتن پيرامون چيزى است كه به او ربطى ندارد و كم جدل كردن و بردبارى و شكيبايى و خوشخويى اوست.[٥]
[١] در الكافى و من لا يحضره الفقيه نيز چنين است امّا در پارهاى نسخهها به جاى« اسبغكم على عياله»،[ اشعاكم- كوشندهترين شما ...] آمده است.
[٢]« ... اكرمكم على اللَّه ...» تعبيرى ديگر از مضمون آيه شريفه إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ.- م.
[٣] در الكافى، ج ٢، ص ٦٤١ آمده است:[ يا أبت من هم؟ عرّفنيهم- پدر جان، كيانند؟ آنها را به من معرّفى كن]
[٤] كلينى رحمه الله در الكافى، ج ٢ ص ٦٤١ اين روايت را نقل كرده، در آن كتاب آمده است[ فانّى وجدته ملعونا في كتاب اللَّه عزّ و جلّ في ثلاثة مواضع: قال اللَّه عزّ و جلّ: فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ، أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ. و قال عزّ و جلّ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ. و قال في البقرة: الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ- به راستى من او را در سه جاى كتاب خداى عزّ و جلّ نفرين شده يافتم. خداوند عزّ و جلّ فرمود:« شما( منافقان) اگر از فرمان خدا و اطاعت قرآن روى بتابيد تا در زمين فساد و قطع رحم كنيد باز هم اميد( نجات) داريد؟ همين منافقانند كه خدا آنها را لعن كرده و گوش و چشمانشان را( از شنيدن و ديدن حق) كر و كور گردانيد.( سوره محمد، ٢٢). و خداى عزّ و جلّ فرمود:« كسانى كه پس از پيمان بستن با خدا عهد خدا را مىشكنند و هم آنچه را خدا امر به پيوند آن كرده مىگسلند و در روى زمين فساد و فتنه مىكنند اينانند كه لعنت و بد فرجامى دارند.( الرعد، ٢٥) و در سوره بقره آيه ٢٧ فرمود:
« كسانى كه عهد خدا را پس از محكم بستن مىشكنند و آنچه را خداوند امر به پيوند آن كرده مىگسلند و در زمين و ميان اهل آن فساد مىكنند به حقيقت زيانكارانند» و نيز بنگريد به الأنفال، ٥٦]
[٥] صدوق رحمه اللَّه در الخصال و كلينى رحمه الله در الكافى، ج ٢ ص ٢٤٠ اين روايت را نقل كردهاند. در اين دو كتاب آمده است:[ انّ المعرفة بكمال دين المسلم- به راستى شناخت كمال ديندارى مسلمان ...]