رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨٦ - كوتهسخنان امام(زين العابدين)
(١) و فرمود ٧: آى آدميزاده تا وقتى خود پند آموز خويشى و چندان كه در انديشه حسابكشى از خود باشى و بيم و پرهيز شعار و دثارت باشد، همواره به خير (و عافيتى). (٢) اى آدميزاده، تو مىميرى و برانگيخته مىشوى و در پيشگاه خداى عزّ و جلّ به پايت دارند، پس پاسخى براى او آماده كن[١] (٣) و فرمود ٧: براى هيچ قريشى و عرب، نژادى جز فروتنى نماند و ارجى جز به پرهيزگارى و كردارى جز به (اخلاص) نيّت و عبادتى جز به دانش نباشد. (٤) هان، ناخوشايندترين مردم نزد خداوند كسى است كه خود را پيرو روش امامى داند (ولى) از كردار او پيروى نكند.
(٥) و فرمود ٧: مؤمن كسى است كه دعايش يكى از اين سه نتيجه را ببخشد: يا برايش ذخيره گردد، يا در دنيا برآورده شود و يا بلايى را كه مىخواهد به او برسد، از او بگرداند.
(٦) و فرمود ٧: به راستى، منافق ديگران را (از گناه) نهى كند و خود (از آن) باز نايستد، و ديگران را (به كار نيك) امر دهد و خود نكند. چون به نماز ايستد به هر سو رو كند[٢] و چون به ركوع رود بيدرنگ (گوسفندوار) بر زمين لمد و چون به سجده درآيد بيدرنگ (چونان مرغى كه چينه بردارد) سر برآرد[٣]، روزه ماه رمضان را روزه ناگرفته به شام رساند و انديشهاش همه خوردن شام باشد و شام را بىشب زنده دارى (و تهجّد) به بام آرد و همه در انديشه خفتن باشد. (٧) و (امّا) مؤمن، كردارش را با بردبارى در آميزد، بنشيند تا بياموزد و گوش فرا دهد تا ايمن ماند[٤]، از (رازى كه) به امانت بدو سپردهاند (حتى) با دوستانش هم سخن نگويد و گواهى حق را از بيگانگان نيز دريغ ندارد و پنهان نكند. و كار حق را به خودنمايى نياميزد و به ملاحظه شرم (از ديگران) آن را ترك نكند، اگر او را بستايند و پاكش شمارند بيم كند[٥] و از آنچه (در باره او) نمىدانند از خدا آمرزش خواهد[٦] و نادانى آن كس كه او را نمىشناسد زيانى به او نرساند.[٧] (٨) حضرتش ٧ بيمارى را كه بهبود يافته بود بديد، به او فرمود: (شفاى) پاككننده از
[١] در امالى آمده است:[ ابن آدم انّك ميت و مبعوث بين يدى الله]
[٢] مراد اينكه به همه چيز ديگر غير از خود نماز توجّه دارد و فكرش مشغول بدانهاست.- م.
[٣] يعنى ركوع و سجودش را نه به آداب و طمأنينه بلكه شتابان پايان دهد.- م.
[٤] كلينى آن را در الكافى، ج ٢ ص ٢٣١ چنين آورده است:[ يصمت ليسلم و ينطق ليغنم، لا يحدث امانته الاصدقاء و لا يكتم شهادته من البعداء- الى ان قال- لا يغرّه قول من جهله و يخاف احصاء ما عمله- خاموشى گزيند تا ايمن ماند و سخن گويد تا سودى برد، از امانتش با ياران هم سخن نگويد و شهادتش را از دوران( و بيگانگان) نيز نپوشاند( و دريغ ندارد)- تا آنجا كه گويد- گفته آن كس كه او را نمىشناسد وى را مغرور نسازد و از بر شمردن آنچه مىكند پروا نمايد.]
[٥] مراد اينكه اگر مردم او را بيهوده بستايند و پاك و طاهرش شمارند از اينكه دستخوش غرور و ستايش نابجا و خوشگمانى ديگران بدون استحقاق شده باشد، پروا كند.- م.
[٦] يعنى از اعمال بدى كه در نهان كرده و مردم از آنها اطلاعى ندارند امّا بين خود و خدايش معلوم است از خداوند آمرزش خواهد.- م.
[٧] يعنى جهل مردم بر گناهان و معايب او وى را دستخوش غرور نكند و در معرض گزند به ايمان قرار ندهد.- م.