رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥١٧ - مناجات موسى بن عمران
(١) اى موسى، دنيا و مردم آن بلا (و مايه) فريفتن يك ديگرند[١] و هر كدام آنچه دارد براى ديگرى بيارايد (ولى) براى مؤمن آخرت آرايش شده و او بىسستى و فتورى بدان مىنگرد، خواهش و دلبستگى به آخرت ميان او و لذّت زندگانى دنيوى فاصله افكند، و او را به سحر خيزى بكشاند و (عملش) به كردار سواركارى ماند كه در مسابقه براى رسيدن به هدف خود سخت پوياست، روز را اندوهناك شب كند و شب را با انديشه بگذراند، خوشا بر او، [وه] كه اگر پرده برگيرند چه شادمانىاى به عيان بيند![٢] (٢) اى موسى، چون ديدى توانگرىاى به تو روى آورد با خود بگوى: اين گناهى است كه كيفرش شتابان در رسد، و اگر ديدى نادارى و فقرى به تو رو آورد بگوى: شعار نيكان خوش آمد. زورگوى و ستمكار مباش و با ستمكاران همنشينى مكن.
(٣) اى موسى، عمرى كه پايانش نكوهيدگى باشد هر چند به درازا كشد عمر نيست و آنچه از تو دريغ شود (و از آن محروم مانى) اگر پايانش ستودگى باشد زيانيت نرساند.
(٤) اى موسى، كتاب سرانجام تو را كه بدان صورت خواهى گشت، آشكارا روشنگويى كرده[٣] پس چگونه با اين ديدگان به خواب روى[٤]؟ يا چگونه اگر مردمى به غفلتى دراز آهنگ و استمرار شهوتها[٥] دچار نباشند لذّت زندگى را دريابند؟ در حالى كه راستكاران از كمتر از اين (مايه عبرتها) هم دستخوش بيتابى هستند.
(٥) اى موسى، به بندگانم بفرماى: در هر حالى هستند مرا بخوانند پس از آنكه اعتراف كنند من به راستى، مهربانترين مهروزانم، پاسخ بيچارگان را بدهم[٦] و بدى را دور كنم و روزگار را بگردانم و آسايش رسانم، و اندك را سپاس دارم، و بر بسيار پاداش دهم و درويش را توانگر كنم، و من هماره چيرهدست و توانايم، به هر يك از خطاكاران كه به تو پناه آورد و به تو گراييد بگو: به آستانه گشاده (امان) خوش آمدى و به درگاه پروردگار جهانيان در آمدى، براى ايشان آمرزش خواه و [با آنان]
[١] در الرّوضة به جاى« ... الدّنيا و اهلها فتن بعضها لبعض» آمده است:[ ابناء الدنيا و اهلها فتن بعضهم من بعض- فرزندان دنيا و اهل آن فريفته يك ديگرند]
[٢] در الروضة افزوده است:[ يا موسى الدنيا نطفة ليست بثواب للمؤمن و لا نقمة من فاجر فالويل الدائم الطويل لمن باع ثواب معاده بلعقة لم تبق و بلعسة لم تدم فكن كما امرتك و كل امرى رشاد- اى موسى، دنيا چون قطره آبى ماند بازمانده در ته دلوى كه نه مؤمن را پاداشى و نه تبهكار را كيفرى تواند بود. پس حسرتى جاودانه و دراز مدت بر كسى كه پاداش آخرت خود را به جرعهاى ناپايدار و لقمهاى بىدوام بفروشد. تو چنان باش كه فرمودمت، و هر فرمان من رهنمايىاى باشد.]
[٣] در پارهاى نسخهها و در الرّوضة به جاى« صرّح الكتاب صراحا»،[ صرح الكتاب اليك صراحا- كتاب به صراحت به تو تصريح كرد] و در پارهاى[ صرّخ الكتاب ... صراخا- كتاب به آوازى بلند بر تو بانگ زد] آمده است.
[٤] به تعبير ديگر: چگونه با اين حال، خواب راحت به ديدگانت راه مىيابد؟- م.
[٥] در الرّوضة اضافه دارد:[ ... و الاتّباع للشقوة- و پيروى از نگون بختى]
[٦] در الروضة به جاى« اجيب ...»،[ يجيب المضطرين- پاسخ بيچارگان را مىدهد] آمده است.