رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٣ - كوتهسخنانى كه از على
(١) و فرمود ٧: به هر كه خواهى احسان كن تا اسير تو باشد.[١] (٢) و فرمود ٧: چاپلوسى و حسد از اخلاق مؤمن نيست مگر در طلب دانش.
(٣) و فرمود: ٧: پايههاى كفر چهار است: شيفتگى[٢] و هراسيدن[٣] و ناخرسندى و خشم.
(٤) و فرمود ٧: شكيبايى كليد يافتن است. و كاميابى پيامد شكيبايى است و هر حاجتخواه را وقتى است كه تقدير بجنباندش.
(٥) و فرمود ٧: زبان ترازويى است كه نادانى سبكش كند و خرد سنگينش سازد.
(٦) و فرمود ٧: هر كه به ناحق ارضا و شفاى دل (كينهتوز) جوشان خواهد خدايش به حق (تلخكامى) خوارى چشاند.
(٧) و فرمود ٧: هر كه استخاره كند[٤] سرگردان نشود و هر كه استشاره كند[٥] پشيمان نگردد.
(٨) و فرمود ٧: سرزمينها به وطن دوستى آباد است.
(٩) و فرمود ٧: سه چيزند كه هر كه بر آنها مواظبت كند نيكبخت شود. چون نعمتى بر تو پديد آيد خدا را سپاس گوى، و چون روزيت دير رسد از خدا آمرزش جوى، و چون دشواريت پيش آمد بسيار بگوى «لا حول و لا قوة إلّا باللَّه»[٦] (١٠) و فرمود ٧: دانش سه گونه باشد: دانش فقه براى دين، و دانش پزشكى براى تن، و دانش نحو براى زبان.
(١١) و فرمود ٧: (نگهداشت) حقّ خدا در تنگدستى، خرسندى و شكيبايى است و (نگهداشت) حقّ او در فراخدستى سپاسگزارى و ستايش است.
(١٢) و فرمود ٧: ترك خطا آسانتر از پوزشطلبى است. و چه بسا ساعتى شهوت كه اندوهى دراز از پى دارد. و مرگ رسوايى دنياست (كه) در خود براى هيچ انديشمندى شادى، و براى هيچ خردمندى لذّتى باقى نگذاشته.
[١] شيخ علاء الدّوله سمنانى با الهام از همين كلام والاست كه گويد:
\sُ« صد خانه اگر به طاعت آباد كنى\z به زان نبود كه خاطرى شاد كنى\z گر بنده كنى به لطف آزادى را\z بهتر كه هزار بنده آزاد كنى».\z\E- م.
[٢] مراد از« رغبة» شيفتگى و دلدادگى به دنياست.- م.
[٣] غرض از« رهبة» ترس و هراس از مخلوق به جاى پرواى از خالق است.- م.
[٤]« استخاره» خير جستن از خداوند است.- م.
[٥]« استشاره» مشورت خواهى از مؤمنان و برادران و خبرگان امور باشد.- م.
[٦] هيچ جنبش و نيرويى جز به- نيرو و يارى- خدا نيست.- م.