رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩٦ - سفارش امام
و احسان بسيار خود را (بر ديگران) اندك بشمارد. همه مردم را بهتر از خود داند و خود را پيش خود بدتر از همه خواند. و اين كمال كار است.[١] (١) اى هشام، هر كه زبانش راست است كردارش پاك است و هر كه نيّتش ستوده باشد روزيش فزوده باشد و هر كه با دوستان و خانوادهاش خوشرفتار است طول عمرش بسيار است.
(٢) اى هشام، حكمت را به نادانان مياموز كه (هر دو) بر آن ستم كنيد و از شايستگانش دريغ مدار كه به آنان ستم كنى.
(٣) اى هشام، همچنان كه (دنياپرستان) حكمت را براى شما وانهادند شما دنيا را به آنها وانهيد.[٢] (٤) اى هشام، آن را كه مردانگى نباشد دين نباشد و آن را كه خرد نباشد مردانگى نباشد، و گرانقدرترين مردم كسى است كه دنيادارى را براى خود قدر و منزلتى نداند. هان كه به راستى بهاى پيكرهاى شما جز بهشت نباشد پس آنها را به چيزى ديگر نفروشيد.[٣] (٥) اى هشام، به راستى، امير مؤمنان ٧ مىفرمود: «در فراز مجلس نبايد جز مردى نشيند كه در او سه خصلت باشد: هر گاه از او پرسشى كنند (به درستى) پاسخ گويد و هر گاه مردم از كلام فرومانند او به سخن درآيد و نظرى دهد كه به مصلحت اهل مجلس باشد، پس اگر كسى كه هيچ يك از اين خصلتها را ندارد بالانشينى كند احمق باشد»[٤] و حسن بن على عليهما السّلام فرمود: «هر گاه نيازهايى داريد آنها را از شايستگانش بخواهيد» به او عرض كردند: اى پسر
[١] يعنى ملاك كمال و درستى كار در اين كه آدمى كامل و تمام عقل شمرده شود اين است كه به همگى اين خصلتها موصوف باشد.( الوافى)
[٢] در الكافى اينجا به اضافه آمده است:[ يا هشام، انّ العاقل لا يكذب و ان كان فيه هواه- اى هشام خردمند دروغ نگويد هر چند دلخواهش باشد]
[٣] صاحب الوافى در اينجا سخنى از استادش، رحمهما اللَّه، نقل كرده، گويد: اين از آن روست كه پيكرها روز به روز در كاهش( و فرسودگى) هستند زيرا نفس( يا روان) از پيكرها روى به جهان ديگر دارد. پس اگر نفس نيكبخت باشد غايت جهد و كوشش آن در اين دنيا و گسستگى آن از زندگى جسمانى رهسپارى به سوى خداوند سبحان و نعمتهاى بهشتى است چه در راه هدايت و پايدارى گامزن است و چنان باشد كه گويى نفس( روحانى) پيكر( جسمانى) خود را به بهاى بهشت فروخته و با خداى تعالى سودا كرده و خداى عزّ و جلّ او را براى همين آفريده است و اگر نگونبخت باشد نهايت كوشش و پايان مهلت و عمرش منجر به نزديكى به شيطان و عذاب دوزخ است زيرا در راه گمراهى گام نهاده و گويى پيكرش را به بهاى تحصيل شهوتهاى گذرا و لذّتهاى حيوانى فروخته كه( در آخرت) آتشهاى سوزان دردناكى مىشوند كه امروز از دسترس حواسّ ظاهر اهل دنيا پوشيده و نهفته است ولى به روز رستاخيز بروز و ظهور خواهند كرد و آمده است كه:« برّزت الجحيم لمن يرى- دوزخ بدان كس كه بيناست رخ نمايد» و اين سودايى است كه با شيطان كرده و باطلگرايان در اينجا زيان بينند.( بهاى پيكر، در ص ٣٩٨ نيز آمده است.- م.)
[٤] در الكافى آمده است[ انّ من علامة العاقل ان يكون فيه ثلاث خصال: يجيب اذا سئل ... انّ امير المؤمنين ٧ قال:« لا يجلس في صدر المجلس الّا رجل فيه هذه الخصال الثلاث او واحدة ...- از نشانههاى خردمند آن است كه در او سه خصلت باشد: هر گاه از او پرسند پاسخ دهد ... به راستى امير مؤمنان ٧ فرمود،« بر بالاى مجلس جز مردى ننشيند كه در او اين سه خصلت يا يكى از اينها باشد ... تا پايان روايت»]