رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٣ - سخنرانى على
نظام آيد.[١] با خردها به باور داشتن خدا اعتقاد حاصل شود و به وسيله اقرار ايمان كامل گردد.
(١) دينى نيست جز با شناخت، و شناختى نيست جز به باور داشتن، و باورى نيست جز به پيراستگى يكتاپرستى «تجريد توحيد» و يكتاپرستىاى نباشد جز با ناب سازى «اخلاص»، و ناب سازى با مانند انگارى «تشبيه» ميسر نيست، و نفى (تشبيه) با اثبات صفات (افزون بر ذات) ممكن نباشد، و پيراستگى (تجريد) جز با دور انگارى تمام صفتها از او ممكن نگردد، و اثبات پارهاى از تشبيه موجب تمامى تشبيه شود و كمال يكتاپرستى (تنها) با نفى پارهاى تشبيهات و نه تمام آنها استوار نيايد، و اقرار نفى انكار باشد و اگر اندك انكارى در ميان آيد ناب سازى و اخلاصى در كار نيست.
(٢) هر آنچه در آفريده وجود دارد در آفرينندهاش نيست و هر چه وجودش در آفريده ممكن است در سازندهاش محال و ممتنع است. حركت در او روا نيست. و تجزيه و تركيب (گسستن و پيوستن) در او ممكن نيست و چگونه چيزى كه او خود آن را به جريان درآورده بر او جريان يابد؟ و چگونه چيزى كه او خود آن را آغاز كرده به او برگردد؟ و چگونه چيزى كه خود آن را پديد آورده در او پديد شود؟ چه در اين صورت ذاتش تفاوت پذيرد (و بيش و كم شود)[٢] و كنه گوهرش چند بخش گردد و (اين) مانع معناى ازليّت (و همارگى) او باشد و همارگى را مفهومى جز به مفهوم نوپديدى (حدوث) نماند[٣] و جان آفرينى را مفهومى جز به معنى جانيابى نباشد. اگر براى او پشتى (و آيندهاى) باشد پس پيش (و پيشينهاى) نيز خواهد بود و اگر فزونى و تمامى جويد (پس پيداست) كه همراه نقصان و كاستى است. و چگونه كسى كه «حدوث» و نو پديدى در او ممتنع نيست شايسته نام ازل و همارگى باشد؟ و چگونه كسى كه سالها و حالها او را دگرگون كند سزاوار «دوام و» جاودانگى باشد؟ و چگونه كسى كه خود از (تأثير) چيزها به دور نيست، چيزها را بيافريند؟[٤] در اين صورت ابزار ساخته شده بر او استوار آيد (و بر او چيره شود)[٥] و از پس آنكه خود هدف و مقصود از رهنمايى بوده است تبديل به دليل و نشانه شود و صفاتش به صفات ممكنات پستتر همانند گردد
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« انيط الدليل»[ انبسط الدليل- دليل گسترده شده است] آمده است.
[٢] يعنى ذاتش با اختلاف اعراض بر آن مختلف گردد و حقيقتش تجزيه شود.
[٣] يعنى اگر دستخوش حركت و سكون( جنبندگى و ايستايى) بود جسمى ممكن ذاتى است كه خود شايسته حدوث ذاتى است و سزاوار ازليّت( ديرينگى) ذاتى نمىباشد، پس معناى ازليّت بر او باطل مىگردد. اين گفته و كلام پيش از آن به عنوان تحليل گفته سابق است.
[٤] در متن« من لا يمتنع من الاشياء» است ولى در پارهاى نسخههاى تازه[ من لا يمتنع من الانشاء كسى كه از آفرينش پذيرى به دور نيست] آمده است.
[٥]« ابزار بر او استوار آيد» يعنى اگر در او اين پديدهها و دگرگونيها راه مىيافت وى را علامت و نشانهاى مصنوع و ساخته شده مىكرد كه دليل بر وجود سازنده ديگرى غير از اوست و( به اين ترتيب) در صفات با غير خود يعنى ديگر مصنوعات شريك مىگشت.