رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٦ - پيشگفتار مؤلف
پيشگفتار مؤلّف
به نام خداوند بخشنده مهربان (١) سپاس خداوندى را كه بىنياز به سپاسگزارى سپاسگويان خود، شكرگزارى را يكى از راههاى اعتراف به مقام لاهوتى و صمدى و ربوبى خويش و سبب افزونى رحمت و رهيابى جوينده احسان خود قرار داده است. حقيقت اعتراف به نيك نعمتى خود[١] را درون لفظ نهفته كه بدين گونه سپاسگزارى بر نعمت بخشى او خود نيز نعمتى باشد و اعتراف به ولينعمتى خود را به جاى هر سپاس بزرگ ديگرى پذيرفته است.
(٢) گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه بىانباز نيست، گواهى اى كه از پاك درونى نهان برآمده و بر زبان راندن آن تعبيرى از راست انديشى نهانى است. اوست آفريننده برازنده نقشبند كه زيباترين نامها از آن اوست و چنويى نيست كه همه چيز از خواست او به هستى پيوسته، و پديد آمده را با پديد آورنده خود ياراى همانندى نباشد.
(٣) و گواهى مىدهم كه محمد بنده و فرستاده اوست. به ديرينه روزها او را از همه امّتها برگزيده، چه مىدانست با ديگر همجنسان خود همگون و همانند نيست. او را برگزيد كه از سوى او فرمان دهنده (به نيكى) و بازدارنده (از بدى) باشد و در سراسر جهان آفرينش به نمايندگى و حقگزارى خود گماشتش، زيرا ديدهها ذات او را در نيابد و باطن انديشهها بدو راه نبرد و پندارها هر چند ژرف و رازگشاى باشد وى را به پيكرهاى ننگارد. خدايى جز او نيست كه شهريارى است با جبروت. پروردگار اعتراف به پيامبرى او را همتاى شناسايى لاهوتى بودن خود ساخت و بدان ويژگى گراميش داشت كه هيچ آفريدهاى را به مقام او نرساند و او نيز با سجايا و خويهاى ستوده خويش شايسته بود كه دوست ويژه و نزديك او باشد، چه خداوند كسى را كه دستخوش دگرگونى و همگونى با ديگران گردد به خويش مخصوص نسازد. و فرمود به وى درود گويند تا بر گراميداشت او بيفزايد و راه دوستى با خاندانش را (بر درودگويان) بگشايد. پس خداوند بدو و خاندانش درود گويد و كرامت و شرافت و بزرگوارى ايشان را بيفزايد چندان كه پايان نپذيرد و هماره جاودان ماند. به راستى خداوند تبارك و تعالى پس از پيامبر خود ويژگانى ديگر برگزيد و ايشان را بركشيد و تا مرتبه او برآورد و رهنمايان
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« الاعتراف لبرّ انعامه»« الاعتراف له بانعامه شناسايى انعام او به درگاهش» آمده است.