رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥٧ - رساله آن حضرت
(نعمت) كه شما را هدايت كرده سپاس گزاريد. و بدانيد كه شما از زير (تأثير) نيروى خدا به زير هيچ نيرويى كه جز قدرت او باشد در نتوانيد شد و خداوند كردارتان را مىنگرد و سپس به سوى او برانگيخته مىشويد. از اندرز سود بريد و به تربيت نيكان پرورش يابيد.
(١)
رساله آن حضرت ٧ معروف به رساله حقوق
[١] (٢) بدان، خدايت رحمت كناد، كه خدا را بر تو حقوقى است كه در هر حركتى كه صورت دهى و هر سكونى كه بر آن بمانى و به هر جايى درآيى و هر اندامى را بجنبانى و هر وسيلهاى را بكارگيرى تو را فرا گرفته است و پارهاى از آن حقوق مهمتر و بزرگتر از پارهاى ديگر است. (٣) بزرگترين حقوق كه خداوند تبارك و تعالى براى خويش بر تو واجب كرده «حقّ اللَّه» است كه ريشه تمام حقوق است و ديگر حقوق بجمله از آن منشعب شده. (٤) آن گاه حقوق تو را، از سر تا پايت، به تفاوت اندامهايت بر خودت واجب ساخته است. پس براى چشمت بر تو حقّى قرار داده و گوش را بر تو حقّى نهاده
[١] صدوق اين رساله را در الخصال با تفاوتى آورده و در( من لا يحضره) الفقيه( كه از اين پس در پابرگهاى مربوط به اين رساله، براى اختصار، عبارت« در آن دو» اشاره به اين دو كتاب است) نيز از ابى حمزه ثمالى آمده است كه:« گفت:
اين رساله على بن حسين عليهما السّلام به يكى از اصحاب خويش است» و محدّث نورى رحمه اللَّه در المستدرك، ج ٢، ص ٢٧٤ از التّحف نقل كرده و بعد از آن گويد:« گفتم: سيد على بن طاوس در فلاح السائل كه گفت: ما با اسناد خود در كتاب الرسائل از محمد بن يعقوب كلينى به اسناد او كه به سرور ما( امام) زين العابدين ٧ مىرسد، روايت كرديم كه فرمود:« فامّا حقوق الصّلاة فان تعلم انّها وفادة ...- امّا حقوق نماز اين است كه بدانى آن وسيله ورود به درگاه ...» و سپس به همان سياق كه در كتاب تحف العقول( كتاب حاضر) آمده روايت را نقل كرده است و از اينجا معلوم مىشود كه اين خبر شريف كه به حديث حقوق معروف است در الرسائل كلينى به آن نحوى كه در التّحف مروى است روايت شده نه بدان گونه كه اينك در الفقيه، و الخصال موجود است و براى هر كس كه با احاديث آشنايى دارد روشن است كه صورت مروى در( من لا يحضره) الفقيه، و الخصال مختصرشده آن چيزى است كه در التّحف آمده و احتمال تعدّد خبر نيز به غايت بعيد مىنمايد( و بر عكس) اتّحاد خبر از آنجا تأييد مىشود كه نجاشى در شرح حال ابى حمزة گفت:« و او راست رساله حقوق از على بن حسين عليهما السّلام. خبر داد ما را احمد بن على و گفت: خبر داد ما را حسن بن حمزه و گفت: حديث كرده ما را على بن ابراهيم از پدرش، از محمد بن الفضيل، از ابى حمزه، از( حضرت) على بن حسين عليهما السّلام، و اين سلسله سند بالاتر و درستتر از طريق اسناد صدوق رحمه الله در الخصال است ...» تا پايان آنچه وى رحمه اللَّه گفت. ما به پارهاى از موارد اختلاف عبارات در پابرگها اشاره كرديم.