رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٩١ - سخن امام
(١) (ولى) من هر روز يك بار به حضورش مىرسيدم و با من خلوت مىفرمود و هر چه مىخواستم در آن خلوت از او مىپرسيدم، اصحاب او همه مىدانستند كه با ديگرى جز من چنين نمىكند، و چه بسا كه خود به خانه من مىآمد و هر گاه من به منازل او مىرفتم با من خلوت مىكرد و زنان خود را از آنجا روانه مىفرمود و جز من كسى نزدش نبود. هر وقت پرسش مىكردم به من پاسخ مىداد و هر وقت پرسشهايم تمام مىشد و خاموش مىگشتم آنگاه او آغاز سخن مىكرد. (٢) هيچ آيهاى بر او نازل نشد نه در شب و نه در روز و نه در (پيرامون) آسمان و زمين و نه دنيا و آخرت و نه بهشت و دوزخ و نه كوه و دشت و نه نور و ظلمت مگر آنكه آن را بر من فرو خواند و به من املاء كرد تا آن را به دست خود نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاصّ و عامّ آن را با بيان اينكه در كجا نازل شده و در باره چه آمده تا روز قيامت، به من آموخت.[١]
(٣)
سخن امام ٧ در پايههاى دين و حقيقت توبه و آمرزشطلبى
« (كه) آن را مختصر كرديم» (٤) كميل بن زياد گفت: از امير مؤمنان ٧ پرسيدم: پايههاى اسلام كدامند؟
فرمود: پايههاى اسلام هفت است:
نخستين آنها، خرد است كه شكيبايى را بر آن نهادهاند.
و دوّمين، آبرودارى و راست گفتارى.[٢] و سوّمين، تلاوت قرآن به درستى در جاى خود.
و چهارمين، دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا.
و پنجمين، حقّ خاندان محمّد ٦ و شناختن ولايت ايشان.
و ششمين، حقّ برادران و جانبدارى از آنان.
و هفتمين، حسن همجوارى با مردم.
(٥) (كميل گويد) عرض كردم: اى امير مؤمنان، بنده گرفتار گناه مىشود و از آن آمرزش مىخواهد، حدّ آمرزش خواهى چيست؟ فرمود: اى پسر زياد، (حد استغفار) توبه است.
عرض كردم: همين؟
فرمود: نه!
[١] از همين روست كه پيامبر اكرم ٦ فرمود:« انا مدينة العلم و على بابها- من شهر دانشم و على دروازه آن شهر است. و چه درست ترجمه كرده و نيكو سروده است شاعر درست اعتقاد، حكيم ابو القاسم فردوسى:
\sُ« درست اين سخن گفت پيغمبر است\z كه من شهر علمم عليّم در است».\z\E- م.
[٢] از آنجا كه راستگويى سبب آبرومندى است امام ٧ اين دو را خصلت واحدى شمرده است.