رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٠ - سفارش آن حضرت به پسر خود حسين
غيرتمندى بيجا نشان دهى (و بدبينى نمايى) زيرا از اين رهگذر آنان كه درستند به نادرستى كشيده مىشوند، ولى كار آنها را محكم گير و اگر گناهى ديدى زود بر خرد و كلان منكر شمار. (امّا) مبادا كه (زود) كيفر كنى[١] و گناه را بزرگتر سازى و پوزش خواهى را بىارج دارى. (١) بندگان را به نيكويى پرورش ده، و كمتر (بر آنان) خشم گير و بيگناه (آنان را) بسيار سرزنش مكن، و اگر گناه يكى از آنان ثابت شد نكوهشى نيكو و مناسب كن كه نكوهش همراه با گذشت براى كسى كه خرد دارد مؤثرتر از زدن (و تنبيه بدنى) است و بر آنكه خرد ندارد نيز سخت مگير و در قصاص او تخفيف ده.[٢] براى هر يك از آنان وظيفهاى معين كن كه مسئول آن باشد چه اين روش مؤثّرتر است كه كار را به يك ديگر وانگذارند.[٣] خاندان خود را گرامى دار زيرا آنها شهبال تو هستند كه بدانها پرواز كنى و ريشه تو هستند كه به وجود آنها پايدار شده و به مدد ايشان بر مشكلات هجوم مىآورى[٤] و به يارى آنان پيروز مىشوى، آنان ياران هنگام سختى تو هستند، پس كريمشان را گرامى دار و بيمارشان را بيمار پرسى كن و در كارهايشان شريك باش و در سختى دستشان را بگير و در همه كار خود از خدا يارى جوى كه او با كفايتترين يار و مددكار است.
دين و دنيايت را به خدا مىسپارم و از او خواستارم كه در جهان و آخرت بهترين تقدير را بر تو براند و السّلام عليك و رحمة اللَّه.
سفارش آن حضرت به پسر خود حسين عليهما السّلام
(٢) اى پسر عزيزم تو را به پرهيزگارى خدا در توانگرى و بينوايى و گفتار حقّ در خرسندى و خشم و ميانه روى در دولتمندى و درويشى و دادورزى بر دوست و دشمن و كردار در چستى و سستى و خشنودى از خدا در سختى و آسايش سفارش مىكنم.
(٣) اى پسر عزيزم، هر گزندى كه در پى آن بهشت باشد گزند نيست و هر نكوحالىاى كه پس از آن دوزخ آيد نكوحالى نيست. هر نعمتى در برابر (نعمت) بهشت كوچك است و هر سختى و بلايى در برابر (بلاى) دوزخ عافيتى باشد.
[١] در پارهاى نسخههاى تازه به جاى« اياك ان تعاقب فتعظم الذنب و تهوّن العتب»[ اياك ان تعاقب فيعظم الذنب و يمعون العتب- بپرهيز از آنكه عتاب و سرزنش تند كنى كه گناه بزرگ شود و نكوهش خوار و بيمقدار گردد] آمده است.
[٢] در پارهاى نسخههاى تازه به جاى« و لا تمسك من لا عقل له و خف القصاص»[ و التمسّك بمن لا عقل له اوجب القصاص- گرفتن گريبان كسى كه خرد ندارد موجب قصاص باشد] آمده و ظاهر آن است كه« و لا تنكل من لا ...
الخ» باشد( كه همان معنى سختگيرى و عذاب دادن است.- م.).
[٣] ن: به جاى« و اجعل لكل امرئ منهم»[ ... لكل انسان من خدمك- هر يك از خدمتكارانت] و به جاى« لا يتواكلوا»[ لا يتواكلوا في خدمتك- در خدمت تو كار را به يك ديگر وانگذارند]
[٤] ن: به جاى« و بهم تصول»[ و يدك التى بها تصول- و دست تو هستند كه با آن پنجه مىافكنى]