رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٠٤ - آموزشهاى امام
- پس هر كس از شما ماه را ديد[١] (يا در آغاز ماه حاضر و مقيم بود) بايد روزه بگيرد».[٢] (١) در نوشيدن مستى آور (مسكر) و مسح روى پاپوش تقيّه روا نيست. (٢)[٣] مبادا در حقّ ما زياده روى (غلوّ) كنيد، فقط بگوييد: ما بندگان پروردهايم و (امّا) پيرامون فضل ما هر چه مىخواهيد بگوييد.
(٣) هر كه ما را دوست دارد بايد چون ما كردار كند و از پارسايى مدد جويد كه به راستى در دنيا و آخرت بهترين مددكار است. (٤) با بدگوى ما بهم ننشينيد و نزد دشمنان ما را آشكارا مستاييد كه دوستى ما را اظهار ولى خود را نزد سلطان خويش خوار سازيد. (٥) هماره با راستى باشيد كه مايه رستگارى است.
(٦) بدان چه نزد خداست دل بنديد و خرسندى و فرمانبردارى او را بجوييد و بر اين دو بشكيبيد. (٧) چه زشت است كه مؤمن به بهشت درآيد ولى پرده دريده باشد. (٨) در روز پسين به سبب كردارى[٤] كه از پيش داشتهايد ما را از شفاعت خود درمانده نكنيد[٥] و خود را در رستاخيز نزد دشمنتان رسوا نسازيد. (٩) خود را در پايگاهى كه نزد خدا داريد به سبب دنياى دون دروغگو در نياريد. (١٠) بدان چه خدايتان فرموده چنگ در زنيد. (١١) ميان هيچ يك از شما با آنچه (مشتاقانه) آرزويش مىكند و دوست مىدارد[٦] (فاصلهاى) نيست مگر آنكه پيامبر خدا در دم مرگ بر سر او آيد، و آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است و به خدا سوگند كه او را مژده آيد و چشمش روشن شود و ديدار را (به جان و دل) پذيرا گردد. (١٢) برادران ناتوان خود را خوار مشماريد، چه هر كه مؤمنى را خوار شمارد «خدايش خوار سازد و روز رستاخيز آنان را با يك ديگر جمع نكند مگر آنكه توبه كند. (١٣) هر گاه مردى از نياز برادر خويش آگاه باشد نبايد به او زحمت درخواست بدهد،[٧] (١٤) به ديدار هم رويد و با هم مهربانى ورزيد و به يك ديگر بخشش كنيد و چونان منافق (دوروى) نباشيد كه (به آب و تاب و خودنمايى) آنچه نكند بگويد. (١٥) زناشويى كنيد كه پيامبر خدا ٦ گفت: هر كس خوش دارد بر روش من رود بايد زناشويى كند زيرا زناشويى سنّت و روش من است، (١٦) فرزند خواهيد كه من به (افزونى تعداد)
[١] پيداست در آيه مباركه فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ ... لفظ« شهد- ديد» اطلاق كلى دارد بر مشاهده فردى يا يقين به حصول رؤيت هلال كه با وجود شرايطى شرعى محقق مىشود.- م.
[٢] البقرة، ١٨٥.
[٣] شرط وجوب تقيّه وجود حالت اضطرار و ناچارى است و در مورد ناچار بودن به نوشيدن مسكر و مسح از روى كفش، در حصول شرايط تقيّه اختلاف و ملخص كلام همان گونه كه در نص آمده در هيچ يك از حالات، تقيه نوشيدن مسكر و مسح روى كفش جايز نيست.
[٤] مراد اعمال زشت و اخلاق ناپسند است.
[٥] در خصال« لا تعنونا- كار ما را دشوار نسازيد» آمده ولى در متن« لا تعيونا- ما را به رنج ميندازيد و سربار ما نشويد» مىباشد.
[٦] مراد نعيم فردوس و ثواب آخرت است.- م.
[٧] يعنى مؤمن بايد بدون وادار شدن برادرش به درخواست كه امرى رنجبار و دشوار است خود نياز او را برآورد.- م.