رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٠٧ - سپاهيان خرد و بيخردى
بود كه خداوندش از آنچه وابسته به روح است،[١] از سوى راست عرش،[٢] از نور خود[٣] بيافريد.
پس به او فرمود: بگرد، برگشت. (١) آنگاه او را فرمود: روى آر، پس روى آورد. پس خداى عزّ و جلّ فرمود تو را [بزرگ] آفريدم و بر تمام آفريدگانم گراميت داشتم.[٤] آنگاه بيخردى را از درياى تلخ تيره آفريد، و به او فرمود: بگرد، پس برگشت. سپس او را فرمود: روى آر، (ولى) روى نياورد. آنگاه فرمودش:
بزرگى فروختى، و لعنتش فرمود. آنگاه براى خرد هفتاد و پنج سپاه قرار داد. چون «بىخردى» ديد خداوند چگونه «خرد» را گرامى داشت و چه بخشيدش دشمنى (و كينه) او را در دل گرفت.
آنگاه «بيخردى» گفت: پروردگارا اين آفريدهاى كه چون منش آفريدى و گراميش داشتى و نيرويش بخشيدى و من ضدّ اويم و نيرويى ندارم، آنچه سپاه او را بخشيدى به من نيز عطا كن. خداى تبارك و تعالى فرمود: آرى، امّا اگر از اين پس از من نافرمانى كنى تو و سپاهت را از جوار رحمت خود برون رانم. گفت: رضا دادم. پس خداوند هفتاد و پنج سپاهش بخشيد.
(٢) در شمار هفتاد و پنج سپاهى كه به خرد بخشيد يكى «خير» بود كه وزير «خرد» است و «شرّ» را بر ضدّ آن داد كه وزير «بيخردى» است.
سپاهيان خرد و بيخردى
سپاهيان خرد/ سپاهيان بيخردى/ تعبير متن عربى ١- ايمان/ كفر/ (الايمان الكفر) ٢- راست شمردن/ دروغ شمردن/ (التّصديق التّكذيب) ٣- پاكدلى/ دورويى/ (الاخلاص النّفاق) ٤- اميد/ نوميدى/ (الرّجاء القنوط) ٥- دادگرى/ بيدادگرى/ (العدل الجور)
[١] يعنى خرد نخستين آفريده از وابستگان به روح در شهر بنيه( و ساختمان وجود) آدمى است كه همه به فرمان پروردگار در آن متمركز شدهاند و سلطان در پايگاه فرماندهى، عقل است و همو اوّل و سر كرده و سر آغاز است و سپس سپاهش يكى پس از ديگرى گرد آمدند تا كمال خرد براى آدمى حاصل شد.
[٢]« عن يمين العرش» از راست عرش يعنى از نيرومندترين و شريفترين سوى عرش الهى.
[٣]« من نوره» يعنى از نور ذات خود. معنى مجموع اين بيان در اوايل كتاب در سخنان پيامبر خدا ٦ جزو حكم و اندرزهاى آن حضرت صلوات الله عليه آمده است. هر كه خواهد بدان جا مراجعه كند.
[٤] فرموده امام ٧ كه: آفريدهاى بزرگتر و گرامىتر از خرد نباشد، از آن روست كه هر چيزى قائم به خرد است پس از همه آفريدگان گرامىتر باشد. و در مقابل، بىخردى سرچشمه بديهاست پس قابليّت هر بدى را دارد.